X
تبلیغات
علی 110

alishal

علی

alishal

http://alishal.blogfa.com

علی 110

علی 110

علی 110

<-BlogAbout-> مطالب خواندنی وجالب

علی 110

linkdooni جدیدترین لینکهای روزانه
authorنوشته:علی date تاریخ:یکشنبه 26 دی1389 | comment

"خود فروشي زنان در اسرائيل"

 

در اقدامی آشکار از ترویج بی بند و باری و فساد اخلاقی در جامعه صهیونیستی، زنان برای فروش در ویترین فروشگاه های زنجیره ای اسراییل به معرض نمایش گذاشته می شوند!!!!

روزنامه صهیونیستی هاآرتض در گزارشی نوشت؛درحالی که فروشگاهها لباس های تن مانکن را برای فروش در ویترین با برچسب قیمت به معرض نمایش می گذارند در اسراییل اخیرا زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی در ویترین به نمایش گذاشته شده اند.

به نوشته این روزنامه، در ویترین فروشگاهی در " مرکز خرید دیزین گوف" در تل اویو پایتخت اسراییل تابلویی نصب شده که بر روی آن نوشته شده است "زنان برای فروش بر حسب سلیقه شخصی".

در این فروشگاه، هفت زن جوان با حالتی زننده درحالیکه بر روی آنها اتیکت قیمت زده شده است، در ویترین به نمایش گذاشته شده اند که نظر هر عابر پیاده ای را به خود جلب می کنند.

عابران در گفتگو با رسانه های اسراییلی گفته اند که ما ابتدا فکر می کردیم این زنان مانکنهای چوبی هستند که برای نمایش لباسها در ویترین قرار گرفته اند اما با جابجا شدن و پلک زدن آنها فهمیدیم که اینها انسان هستند. گفتیم شاید بجای مانکن های چوبی از این دخترخانم ها استفاده شده است پیگیرشدیم دیدیم خیر این ها برای فروش در ویترین مغازه قرارگرفته اند.

هاآرتض نوشت: بر روی اتیکت هر یک از زنان، سن، وزن، اندازه و کشور محل تولد آنها درج شده است.تصاویر زیر گوشه هایی از برده فروشی مدرن در اسراییل مدعی دمکراسی را نشان می دهد...

 

 

 


 

authorنوشته:علی date تاریخ:یکشنبه 26 دی1389 | comment

authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment

authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment


گویشهای تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی که از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دارد، از گویشهای قومی زبانهای ایرانی در ناحیه هایی است که معمولاً زبان بومی آنها ترکی است . گایگر گویش تاتی را زیرگروه لهجه های خطة خزر می داند (اورانسکی ، ص 317).

برخی از محققان حدس می زنند که ایرانی زبانان تاتی در دورة ساسانیان ، برای نگهبانی از مرزهای شمال غربی پادشاهی ساسانی ، به قفقاز گسیل شده باشند (همان ، ص 316). تاتی به دلیل مجاورت با مناطق ترک زبان ، و در برخی نواحی با گویش تالشی و گیلکی ، در معرض تهدید و نابودی است . بسیاری از تات زبانان به ترکی نیز صحبت می کنند، و تعدادی نیز در همسایگی گیلان ، به گیلکی و تالشی هم سخن می گویند. با اینهمه ، تمام روستاهایی که در 1330 ش ، در فرهنگ جغرافیایی ایران ، تات زبان معرفی شده اند، در ش نیز تات زبان بوده اند (بازن ، ج 2، ص 438).

گویش تاتی به طور کامل بررسی نشده است . نواحی مهمی که این گویش در آنها رایج است به این قرار است : 1) جنوب غربی قزوین ، از تاکستان تا اِشتهارد؛ 2) خوئین در شصت کیلومتری جنوب غربی زنجان و تعدادی روستاهای کوچک در اطراف خوئین ؛ 3) خلخال و طارم ؛ 4) هرزند و دیزمار؛ 5) شرق و شمال شرقی قزوین در کوهپایة رودبار و الموت (یارشاطر، ص 17ـ 18) و افزون بر این ، در نقاطی از قفقاز در جمهوری آذربایجان و داغستان و در میان برخی از یهودیان کوهستانی که خود را داغ ـ جَفود می نامند (اورانسکی ، ص 315). تات زبانان قفقاز در سالهای اخیر تحقیقات زیادی دربارة زبان خود انجام داده اند. ایشان مانند بیشتر تات زبانان ایرانی به ترکی نیز صحبت می کنند (همان ، ص 316). تاتی قفقاز به زبان فارسی امروز بسیار نزدیک و به گروه جنوب غربی زبانهای ایرانی منتسب است و در نتیجه با دیگر گونه های تاتی تفاوت کلی دارد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Tat" ).

یارشاطر در > دستور لهجه های تاتی جنوبی < گویش تاتی را به دو دستة کلی شمالی و جنوبی تقسیم می کند. علاوه بر این تقسیم بندی ، از آنجا که تاتی هر منطقه با تاتی منطقة مجاورش نیز تفاوتهایی دارد، در معرفی گونة گویش بهتر است که هر منطقه را به همراه گونة آن آورد. مهمترین این گویشها چنین اند: تاتی کَرینگان ، تاتی گلین قیه ، تاتی هرزندی (هرزنی ) از دستة تاتی شمالی ؛ و تاتی بلوک زهرا، سگزآباد، ابراهیم آباد، اشتهارد و تاکستان از دستة تاتی جنوبی .

تاتی کرینگان . کرینگان از روستاهای دیزمار شرقی ، از توابع شهرستان اهر، است که در شمال تبریز قرار دارد. این گونة تاتی ، گویش روستاهای اوشتَبین ، چای کندی ، ارزین ، نیستان و چند آبادی دیگر است که همگی دارای ویژگیهای گویشی مشترک اند. در این گونه ، تفاوت جنس ملاحظه نشده است ؛ مضاف الیه و صفت ــ چنانکه در گویشهای کرانة خزر دیده می شود ــ پیش از مضاف و اسم می آید؛ اسم در حالت فاعلی و انواع حالات غیر فاعلی به کار می رود؛ مصدر دارای نشانة -an,-yan,-iyan و -en است ، مانند eni-yan §c «چیدن »؛ rd-an ªvenda «ایستادن »؛ گذشتة نقلی و بعید به یک شکل می آیند و تنها به قرینه تشخیص داده می شوند (رجوع کنید به ذکاء، 1332 ش ).

تاتی گلین قیه . گلین قیه روستایی از بخش زنوز از شهرستان مرند واقع در پانزده فرسخی تبریز است . این گویش دارای بسیاری از ویژگیهای گونة گویش کرینگان است ، اما در نشانة جمع و ضمایر فاعلی با آن تفاوتهایی دارد. در این دوگونه ، میان صرف لازم و متعدی افعال تفاوت دیده می شود. در تاتیِ گلین قیه ، نوعی گذشتة استمراری ، به عنوان زمان مرکّب ، هست که امروزه در غرب مازندران ، در گونة گویش تنکابن و رامسر و اطراف آن ، و در گیلکی می بینیم ؛ مثل nde berin ªma ªman a «من می آمدم

نشانة مصدر در این گونة گویشی -a و -e است که با علامت مصدر در تاتی کرینگان تفاوت دارد؛ re ªma ªa «آمدن »؛ warta «دویدن » که شبیه اسم مفعول است (رجوع کنید به همو، 1336ش ).

تاتی هرزندی / هرزنی . هرزند نام دهی میان علمدار و مرند نزدیک گلین قیه است که گویش آن به گونة گویش تاتی گلین قیه بسیار نزدیک است . تاتی بلوک زهرا، سگزآباد و ابراهیم آباد. در این گونه ، نشانة جمع -un است ؛ حرف اضافه پس از اسم در سگزآباد u §c و در ابراهیم آباد xu است که زیاد به کار می رود. این حرف اضافه پس از اسم در مازندرانی شرقی e §J و در مازندرانی غربی ªa §J است . نشانة مفعولی §-es است که پس از اسم می آید. مضاف الیه و صفت پیش از مضاف و اسم می آیند. تفاوت جنس در اسم و فعل در سوم شخص مفرد برخی از افعال ، بویژه در زمان حال استمراری و گذشتة ساده ، ملاحظه می شود. اسم در حالت فاعلی و انواع حالات غیرفاعلی به کار می رود.

تاتی اشتهاردی . مذکر و مؤنث حقیقی و مجازی و بن دارد. در صفت ، ضمیر، رابطه ، حرف ربط و افعال ، تفاوت جنس آشکار است . تکیه در تمایز جنس نقش مهمی دارد. در اسم مذکر تکیه همیشه در هجای آخر و در اسمهای مؤنث بدون استثنا در هجای پیش از آخر است ؛ مانند mardب «مرد»؛ zإna «زن » (نخعی ، ص 316). زنان بیشتر واژه ها را به صورت مؤنث و مردان به صورت مذکر به کار می برند. در ضمایر تنها در سوم شخص مفرد ضمیر مؤنث باقی مانده است : uہ §J «او (مؤنث )»؛ i §J «او (مذکر)» (همان ، ص 321).

در ضمایر مبهم ، حروف ربط و واژه های پرسشی ، و در فعلها، بیشتر در گذشتة ساده در صیغه های سوم شخص مفرد غایب ، تفاوت جنس ملاحظه می شود، تنها فعل «بودن » استثنا است که بیشتر صیغه های مؤنث هنوز در آن صرف می شود. در نحو، مؤنث بودن اسم در انتخاب صفات ، روابط و افعال مونث اثر می گذارد. در گویش آشتیانی نیز تفاوت جنس ملاحظه می شود.

تاکستانی (تاتی تاکستان ). تاکستان نام منطقه ای از بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین است که تا 1317 ش به سیادُهُن / سیادَهَن معروف بود. این گویش گونه ای از گویش تاتی جنوبی است که به سبب شمار زیاد گویشوران ، گاهی گویشی مستقل دانسته می شود.

مشخصات عمومی تاتی جنوبی ، تفاوت جنس در مورد اسم ، ضمایر، افعال ، استفادة زیاد از پسواژه یا حرف اضافه پس از اسم و تفاوت صرف در افعال لازم ومتعدی در زمان گذشتة ساده و داشتن حالت متمم است .

منابع : یوسیف میخائیلوویچ اورانسکی ، مقدمة فقه اللغه ایرانی ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1358 ش ؛ مارسل بازن ، طالش : منطقه ای قومی در شمال ایران ، ترجمة مظفرامین فرشچیان ، مشهد 1367 ش ؛ یحیی ذکاء، گویش کرینگان ، تهران 1332 ش ؛ همو، گویش گلین قیه یا هرزندی ، در فرهنگ ایران زمین ، ج 5 (1336 ش )؛ حسین نخعی ، «مذکر و مونث در گویش اشتهارد و سایر گویشهای تاتی مرکزی ایران »، در مجموعه خطابه های نخستین کنگرة تحقیقات ایرانی ، ج 1، به کوشش مظفر بختیار، تهران 1350 ش ؛

EI 2 , s.v. "Tat. 2: Language" (by ـva Jeremiؤs); Ehsan Yarshater, A grammer of Southern Tati dialects , The Hague 1969;

برای مقایسة گویش تاتی با دیگر گویشها رجوع کنید به

EI, s.v."Persia. II: Language and dialects" (by H.W. Bailey)

authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment


  نگاهی به زبان بومی شاهرود خلخال

 

زبانها و لهجه های ایرانی گنجینه های گرانبهایی هستند که نمایانگر فرهنگ و تمدن تاریخی و کهن این مرز و بوم بوده و مطالعات علمی و گرد آوری و ضبط واژه ها ترکیبات و اصطلاحات آنها می تواند علاوه بر پویا کردن زبانها و گویشها مقدمه ای ارزشمند برای سایر پژوهشهای دیگر که با زبان ارتباط تنگاتنگ دارند بوجود آورد .

         از آنجا که زبان هر قومی آئینه تمام نمای فرهنگ آداب و رسوم اعتقادات باورها و پیشینه تاریخی آنها بوده و از بین بردن آنها باعث از رفتن میراث فرهنگی جامعه می شود اهمیت و ارزش بررسی های زبانی بر کسی پوشیده نیست .

      یار محمدی ( 1374 ) معتقد است که برای جلوگیری از زوال و انقراض زبانها و گویش ها باید هر چه سریعتر در بررسی و توصیف زبانها و گویشهای قومی همراه با کارکرد اجتماعی فرهنگی آنها بصورت نظامند کوشید و اطلاعات گرد آوری شده را ثبت و ضبط کرد .

        با توجه به ارزش و اهمیت بررسی گویش ها و زبانها و ارتباط تنگاتنگ گویش تاتی شاهرود با زبانهای کهن ایرانی از جمله اوستایی مادی و آذری از یک طرف و سیر نابودی و زوال این گویش از طرف دیگر نگارنده بر آن شد تا شمه ای کوتاه اما علمی و مستند در خصوص معرفی این گویش پیش روی خوانندگان قرار دهد . امید است که خوانندگان با ارائه پیشنهادات سازنده خود نگارنده را در مقالات بعدی بهره مند سازند .

 گويش تاتی شاهرود خلخال

        ساکنین بخش شاهرود وارث و پاسدار واپسین نشانه های یکی از گویش های زبانهای کهن ایرانی یعنی زبان آذری هستند که امروزه گویش تاتی نامیده می شود . این گویش در مرکز بخش شاهرود – کلور – و تعدادی از روستاهای تابعه هم اکنون گویشوران زیادی دارد . هر چند به علت ارتباط با مناطق ترک زبان اکثریت ساکنین این مناطق به زبان ترکی به عنوان زبان دوم آشنایی کافی دارند اما ابزار برقراری ارتباط بین آنها از طریق زبان تاتی است .

 

     درباره پیشینه تاریخی گویش تاتی و همچنین در این مورد که آیا تاتی گویش است یا زبان ، نظرات متفاوتی ارائه شده است . اما مطابق نظر عبدلی ، آنچنان که از پژوهشهای بعمل آمده توسط محققین روسی و ایرانی بر می آید ،  تاتی همراه یار دیرین خود یعنی گویش تالشی که در مناطق وسیعی از استان گیلان بدان تکلم می شود بازمانده زبان کهن آذری است که روزگاری کل منطقه آذربایجان ، قزوین و گیلان به این زبان صحبت می کرده اند . « ا.م.دیاکونف » در کتاب تاریخ ماد بر این نکته تاکید می ورزد که بقایای زبان مادی در تاتی و تالشی کنونی محفوظ مانده است .

    کسروی (1355 ) نیز طی پژوهشهایی که انجام داده است نشان می دهد که گویش تاتی ادامه زبان آذری است که در اثر حمله مغول و سلطه سیاسی – اقتصادی قبایل ترک بر این منطقه از بین رفته است و فقط به نقاط پراکنده ای از جمله منطقه خلخال محدود شده است و در حال فعلی سخنگو دارد .

     کسروی می گوید : « لفظ زبان آذری را که ما در آثار گذشتگان از جمله جهانگردان و سیاحان  مسلمان و غیر مسلمان از مسعودی ابن حوقل و یاقوت حموی گرفته تا سمعانی و... می بینیم همان زبانی بوده است که در آذربایجان متداول بوده است و رواج ترکی امروزین آذربایجان در واقع در زمان سلاجقه و در نتیجه مهاجرت طوایف ترک از ماورءالنهر به آذربایجان شروع شده است و سپس در عهد سلطنت مغولها به اوج خود رسیده است . » (1355 : 56 )

                ابن حوقل در کتاب « صوره الارض » درباره آذربایجان چنین سخن می گوید :

 « زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان فارسی و عربی است لیکن کمتر کسی به عربی سخن می گوید .» (ص 96 ).

     مسعودی مورخ نیمه قرن چهارم در صفحه (87  ) کتاب « التنبیه و الاشراف » درباره استانهای ایران از جمله آذربایجان می نویسد : « همه این استانها یک کشور بوده ... و زبانشان هم یکی بوده است که فقط در بعضی کلمات متفاوت داشته اند زیرا حروفی که زبان را بدان می نویسند یکی باشد و ترکیب کلمات یکی باشد ، زبان یکی است گر چه در چیزهای دیگر تفاوت داشته باشد ، چون پهلوی ،آذری و دری و دیگر زبانهای ایرانی.» ( صص : 74 – 73 )

     « امیل بئر » معلم زبانشناسی دانشگاه زوریخ طی تحقیقی که درباره زبان آذربایجان انجام داده است به نتایج قابل توجهی دست یافته است .  وی با واسطه یا بدون واسطه درباره زبانی که در هرزنات بدان تکلم می کنند اطلاعاتی جمع آوری نموده است و معتقد است زبانی که در گلین قیه ( از روستاهای هرزند تبریز ) بدان صحبت می کنند زبان آرین است . این زبان با تمام زبانهای آرین که تا به حال کشف شده است متفاوت  است و تعداد افرادی که به این زبان صحبت می کنند رو به کاهش است که علت آن ارتباط زیاد با روستاهای ترک نشیـــن اطراف است .   وی درباره تاتی شاهـــرود خلخـال

 می گوید : « این زبان که اهالی آن آنرا تاتی می خوانند از نظر علم زبان فوق العاده جالب است

       اقبال آشتیانی (58: 1320 ) درباره زبان شعر آذربایجان چنین می گوید : « زبان شعر و ادب در آذربایجان همیشه فارسی دری بوده است ، یعنی همان زبان رودکی ، فردوسی ، حافظ و سعدی و زبان تکلم آن آذری بوده یعنی لهجه ای قریب به لهجه تاتی ( لهجه تالشی ) شبیه گیلکی و سخن سرایان بزرگ آذربایجان مثل قطران تبریزی ، شیخ محمود شبستری ، خواجه همام الدین و شیخ صفی الدین اردبیلی همه به این زبان شعر گفته اند .» و این نشان می دهد که این سروده ها به زبان آذری بوده اند . وی همچنین در مقاله  دیگری تحت عنوان « یک روز مهم در زبان آذری » به تحلیل کتاب شعر روحی انارجانی تبریزی می پردازد و این کتاب را که به طور کلی به زبان آذری نوشته شده است سند معتبری می داند در اثبات این ادعا که حتی در قرن دهم هجری در شهر تبریز – مرکز آذربایجان و پایتخت شاه اسماعیل – هنوز به زبان آذری سخن می گفتند .

        عبدلی (1369 ) معتقد است که با مقایسه ای که از لحاظ ویژگیهای واژگانی ، فعلی ، مصادر و قواعد دستوری بین گویشهای تاتی و تالشی از یک طرف و زبانهای پهلوی ، مادی و حتی اوستایی از طرف دیگر بعمل آمده ، جای هیچ تردیدی نیست که این دو گویش شباهت زیادی به نیا زبان خود داشته و با توجه به شباهتهای زیادی که با  زبانهای پهلوی ، مادی و اوستایی دارند ، طوری که حتی بسیاری از واژه های این زبانها عیناً در این دو گویش بکار برده می شوند ، به صراحت می توان گفت که هر یک در جای خود گویشی از این زبانهای کهن ایرانی محسوب می شوند .

     از مجموعه این تحقیقات و با توجه به مقایسه ای که نگارنده این رساله بین گویش تاتی و سروده های آذری بعمل آورده و همچنین بر اساس شباهتهای بین این گویش و زبانهای پهلوی و اوستایی چنین به نظر می رسد که تاتی ادامه منطقی زبان آذری است .

     صفوی ( 1367 ) زبان تاتی را از این جهت که همانند زبان آسی حالت ترکیبی خود را حفظ کرده است ، احتمال می دهد که شاخه ای از زبان سکایی میانه باشد .

      صادقی (1357 ) نیز در خصوص زبان مادی می گوید : « این زبان در غرب ایران و در منطقه ای که مادها بر آن حکومت می کرده اند رواج داشته است . از زبان مادی هیچ  سندی در دست نیست ، ولی بعضی کلمات آن در متون یونانی و در نوشته های فارسی باستان باقی مانده است . لهجه های تاتی که امروز در بعضی از نقاط آذربایجان و غرب ایران ( اردبیل و خلخال ) رایج است  و بعضی لهجه های دیگر احتمالاً با زبان مادی قرابت دارند . »

        از طرف دیگر با توجه به شباهت های تعداد زیادی از واژگان گویش تاتی از لحاظ آوایی و معنایی با زبان انگلیسی جای هیچ تردیدی نیست که این گویش نشأت گرفته از خانواده بزرگ زبان های هندو اروپایی است . برای اثبات این مدعی کافی است به واژه های تاتی زیر و مقایسه آنها با معادل انگلیسی آنها توجه شود : 

 

جدول 1-1 مقایسه برخی از واژه های گویش تاتی با زبان انگلیسی

 

 تاتی

 انگلیسی

 فارسی

 

/?ặstặra/

 star

 ستاره

 

/but/

 boot

 پوتین

 

/daməĴ/

 damage

 خسارت و زیان

 

/liv/

 leaf

 برگ

 

/lelek/

 lilac

 درخت لیلاک

 

/kặt/

 cut

 زدن مو

 

/mung/

 moon

 ماه

 

/ləng/

 lag

 پا

 
    این واژه ها از واژگان بسیار اصیل و قدیمی گویش تاتی بوده و بدون تردید نمی توان آنها را جزء واژه های دخیل به حساب آورد .

         کوتاه سخن آنکه مطابق نظر باقری (1380 ) گویش تاتی جزء زبانهای ایرانی غربی است که در قسمت هایی از آذربایجان و برخی از نواحی داغستان و جمهوری آذربایجان بدان تکلم می شود و در حال حاضر تعداد اندکی گویشور دارد . و طی قرون ششم تا نهم زبان ترکی جای آنرا گرفته است .

       با توجه به این بررسی در زمانی این گویش موضوع بحث این رساله نیست و هدف توصیف ساختمان آن و بررسی همزمانی آن است ، لذا به همین مختصر اکتفا می شود . چرا که اثبات این ادعاها و بررسی سیر تحول تاریخی آن نیازمند یک سلسله مباحث تاریخی و علمی است .

      از تعداد دقیق گویشوران تات اطلاع دقیقی در دست نیست . اما آمار ها نشان می دهد که علاوه بر منطقه شاهرود ، در بخش هایی از استان گیلان – توابع شهرستان رودبار – قزوین ، تبریز و مناطقی از جمهوریهای آسیای میانه از جمله آذربایجان ، ارمنستان ، تاجیکستان ، و حتی برخی نواحی در  روسیه نیز به گویش تاتی تکلم می کنند هر چند که دارای گونه متفاوتی از این گویش هستند .

        بر اساس کتاب «مقدمه اللغه » تعداد گویشوران تات در جمهوری های شوروی سابق قریب یازده هزار نفر می باشند . هر چند محققین زیادی درباره گویشهای مختلف تاتی  تحقیقات مختلفی ارائه داده اند اما در این جمهوری ها تحقیقات چشمگیر تری صورت گرفته است و دارای آثار مکتوبی از ادبیات تات نیز هستند که به خط سیریلیک نگاشته شده است .

    برخی از ويژگی های گويش تاتی

 گویش تاتی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود .

 1-    تنوع گویشی در فواصل جغرافیایی محدود : از ویژگیهای دیگر گویش تاتی، می توان به وجود تنوع گویشی در فواصل جغرافیایی بسیار محدود آن اشاره کرد . بدین معنی که علیرغم فاصله بسیار محدود بین روستاهای تات زبان ، گویش ساکنین هر روستا و منطقه تفاوتهای فاحشی با گویش ساکنین روستاهای همجوار خود دارد . گاهی این تفاوتها بخصوص در سطح آواها تا حدی است که در ایجاد ارتباط بین گویشوران مشکل ایجاد می کند .

 3- رعایت اصل اقتصاد کلامی : از ویژگیهای برجسته دیگر این زبان رعایت اصل اقتصاد کلامی است که در مقایسه با زبان فارسی مشاهده می شود این اصل بخصوص درباره برخی از واژه های هم ریشه با زبان فارسی کم نظیر است . البته واژه های زیادی هم وجود دارند که این اصل در آنها رعایت نشده است و شکل قدیمی واژه ها با واجها و هجاها ی پایانی که در زبانهای اوستایی و پهلوی دیده می شود هنوز در این گویش بدون تغییر و یا با تغییرات جزئی کاربرد دارند . به عنوان نمونه می توان واژه های زیر را با معادله های فارسیی آن که هم ریشه هستند، با همدیگر مقایسه کرد:

 

               فارسی                                                          تاتی

 

       پدر                           /pedar/                        په                           /pe/

 

      مادر                           /mặdar/                        ما                          /mặ                

 

      برادر                        / barặdar/                       برا                       /bə rặ/

 

      کجا                            / koĴa/                         کا                          / kặ/

 

     آنجا                             /?ặnĴặ/                        اجا                       /?aĴặ/                          

 

     برف                            /barf/                            ور                         /var/

 

  

 4-دارا بودن واژگان و ضرب المثل ها ی غنی :  از ویژگیهای دیگر گویش تاتی میتوان به داشتن واژگان قوی و ضرب المثل ها ی فراوان آن اشاره کرد . با وجود اینکه تاتی اسناد مکتوب نداشته و گویشوران بسیار معدودی دارد ، اما از غنای واژگانی و ضرب المثل ها ی فراوانی برخوردار است .

امروزه تاتی بیش از هر زمان دیگر در حال زوال و انقراض است . عوامل متعددی در این امر دخیل هستند . از مهمترین این عوامل طرز نگرش قشر جوان بخصوص زوجهای جوان به زبان مادریشان است . این گروه از افراد نسبت به گویش تاتی نوعی نگرش منفی داشته و همواره سعی می کنند که به زبان فارسی صحبت کنند. مهاجرت بیش از حد و محدودیت قلمرو جغرافیایی مناطق تات نشین از عوامل دیگر زوال گویش تاتی است .

 

     هلمز ( Holmes ) (1992 ) علل اصلی تغییر زبانی را در عواملی چون مهاجرت ، تغییرات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی می داند و معتقد است که وقتی اقلیتی از یک مکان به مکان بزرگتری کوچ می کند ، بتدریج زبانی که از قدرت و وسعت بیشتری برخوردار است جایگزین زبان آنها می شود . جهت این تغییر زبانی همواره به سمت جایگزین شدن با زبان گروهی است که از قدرت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بیشتری برخوردارند . وی همچنین رمز بقای یک سمبل هویت به زبان خود بنگرند و در جهت حفظ آن قدمهای علمی و عملی بردارند . اما متاسفانه هیچ یک از این عوامل نه تنها در مورد گویش تاتی صادق نیست بلکه درست عکس آن رایج است .

  یار محمدی (1374 ) عقیده دارد که وقتی زبان یا گویشی به مرحله زوال یا انقراض رسیده ، منظور این است که بچه هایی که امروز به دنیا می آیند ، دیگر به آن زبان یا گویش سخن نمی گویند هر چند متولدین سالهای قبل هنوز به آن صحبت می کنند . وی نیز علل زوال زبانها را در عواملی چون مرگ گویشوران ، نگرش منفی آنها، تغییرات اجتماعی ، اقتصادی و اجتماعی می دانند . 

امروز تاتی دقیقا چنین شرایطی را دارا است و این عوامل ، در حد وسیعی در انقراض و نابودی آن نقش دارد . و اگر اقدامات عملی و علمی در جهت ثبت و ضبط آن برداشته نشود ، طولی نمی کشد که شاهد انقراض کامل آن باشیم .

  بررسی های انجام شده

  درباره گویش تاتی تاکنون پژوهشی مستقلی به عمل نیامده است اما با وجود این در بررسی تحقیقات بسیاری از پژوهشگران درباره گویشها ، زبانها و فرهنگها می توان به اطلاعات جالب و ارزشمندی درباره این گویش و تاریخ و ساخت آن دست  یافت که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد .

عبدلی (1369 ) به نقل از شادروان ملک الشعرای بهار می نویسد : تات به معنی تازیک و تاجیک ، یعنی فارسی زبانان ... .  ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاجیک یا تاژیک می گفتند چنانکه یونانیان بربر و اعراب عجمی گویند .  این لفظ در زبان دری تازی تلفظ شد و رفته رفته خاص اعراب گردید . ولی در توارن ماواء النهر لهجه قدیم باقی و به اجانب تاجیک می گفتند ... .  بعد از اختلاط ترکان آل تایی به فارسی زبانان آن سامان ، لفظ تاجیک به همان معنی داخل زبان ترکی شد و فارسی زبانان را تاجیک خواندند و این کلمه بر فارسی ها اطلاق شد و تاجیک گفته شد .

عبدلی از جمله محققانی است که خود اطلاعات جالب و درخور توجهی در خصوص تاریخ ، زبان ، فرهنگ و جامعه تاتها ارائه می دهد . وی در کتاب « تاتها و تالشها » ( 1369 ) به معرفی تاریخ ، فرهنگ ، گذشته ها ، اعتقادات ، باورها و بسیاری از جنبه های دیگر دو قوم تات و تالش می پردازد .

وی همچنین در کتاب « فرهنگ تطبیقی تاتی و تالشی » (1380 ) ضمن معرفی پیشینه این دو گویش و سیر تحول تاریخی آنها به مقایسه برخی از واژه های این دو گویش و واژه های زبان پهلوی و فارسی می پردازد و سپس فرهنگ نسبتاً جامعی از واژگان این دو گویش را به ترتیب الفبایی ارائه می دهد .

   وی در این کتاب ، واژه هایی از دو لهجه تاتی و تالشی ارائه داده و به ارتباط این دو لهجه اشاره کرده است و اطلاعات زیادی درباره ساختمان آوایی و دستوری این دو لهجه ارائه می دهد . با دقت در بخش های مختلف این کتاب ، رابطه این لهجه ها با زبانهای باستانی ایران و ویژگیهای آوایی زیر می توان اشاره کرد :

 1 – واج / v / آغازی ایرانی باستان و میانه در این لهجه ها باقی مانده است ، مانند :

 /   vind-an  / ( دیدن ) ،  /  viva / (بیوه )، /vəhặr / (بهار ) ، /vəni / (بینی ).

 2-  در مقابل واج /d / فارسی در کلماتی مانند « داماد ، دانستن » در این گویشها واج /z / بکار می رود ، مانند : / zanəs-an  / . / zặmặ / 

 3- صفت فاعلی در گویش تاتی با اضافه شدن پسوند / ặr/ به آخر  بن مضارع ساخته می شود ، مانند : / duĴ-ặr/ ( دوزنده )، /  bar-ặr/ ( برنده ) .

 4- وجود پیشوندهای فعلی / da/ . / a/ . / i/ . /pi /  در این گویشها که به معانی تازه و ثانوی دلالت می کند .

  عبدلی همچنین به شباهت های واژگانی این دو گویش با زبان پهلوی و اوستایی اشاره کرده و واژه های مشترک و هم ریشه بین آنها را ارائه داده است . که از جمله می توان به نمونه های زیر اشاره کرد :

    جدول 1-2 : مقایسه واژه های هم ریشه تاتی ، فارسی و پهلوی

 

پهلوی

 تاتی

 فارسی

 

اوزار

 اوزار/?avzặr/

 ابزار

 

از

 از/?az/

 من

 

آو

 آو/?ặv/

 آب

 

ایزم

 ایزم/?izəm/

 هیزم

 

بان

 بان/bặn/

 بام

 

توم

 توم/tum/

 تخم/بذر

 

دمب

 دمب/dəmb/

 دم

 

زنگ

 زنگ/zəng/

 زانو

 

سوج

 سوج/suĴ/

 سوز

 

 با دقت در این واژه ها مشاهده می شود که بسیاری از آنها بدون تغییر از زبان پهلوی وارد گویش تاتی شده و در زبان فارسی تغییر کامل یافته است و این خود بیانگر قرابت نزدیک این گویش با زبانهای میانه و باستان ایرانی است .

     عبدلی معتقد است که با دلایل روشن می توان گفت که تاتی و تالشی ادامه زبانی است که دست کم در آغاز دوره فارسی میانه بدان سخن می گفته اند ، هر چند نشانه هایی نیز مشاهده می شود که قدمت این گویشها را حتی به دوران بیش از فارسی میانه می رساند . این شواهد و نشانه ها همان اندازه که وجه اشتراک این گویشها را با زبان پهلوی شمال غربی نشان می دهد گویای پیوندهای خیلی نزدیک آنها با مادی و اوستایی نیز هست . زیرا که تفاوت زبان پهلوی با زبانهای دیرین مانند مادی واوستایی به همانگونه است که تشابه و تفاوت تاتی و تالشی باآن زبانها .

     عبدلی در کتاب « فرهنگ تطبیقی تالشی ، تاتی ، آذری » (1380 ) تاتی شاهرود را بدلیل داشتن ویژگیهایی که آن را به نمونه های دیرین زبان تاتی پیوند می دهد و تاثیر کمی که از زبانهای دیگر بخصوص ترکی داشته است نمونه اصیل تر و هسته مرکزی زبان تاتی آذربایجان می داند . وی در این کتاب نیز به مقایسه واژگان تاتی و تالشی با زبان پهلوی ، اوستایی می پردازد و واژه های مشابه و هم ریشه این زبانها را ارائه می دهد .

    در بخش دوم این کتاب به ارائه دستور گویش تاتی و تالشی می پردازد و ضمن ارائه پیشوندهای فعلی مختلف در تاتی و تالشی ، تعدادی از افعال را به گویش تاتی صرف کرده و شناسه های آن را مشخص کرده است . عبدلی همچنین برخی از پیشوندها ، پسوندها ، میانوندها و قیود را نیز ارائه نموده است. وی تنها به صرف فعلها و ارائه واژه های قید پرداخته و هیچگونه توضیحی از آنها ارائه نکرده است .

  وی در کتاب « فرهنگ و جامعه تاتها و تالشها » (1369 ) ضمن اشاره به ادبیات دو قوم تالش و تات و موقعیت جغرافیایی آنها به ارائه راهکارهای مناسب برای حفظ و بقای آنها می پردازد . وی رسیدن به یک زبان ادبی مشترک برای هر یک از این دو زبان و تدوین و کاربرد خط و آیین نگارش را مهمترین وسیله برای حفظ و بقای این گویشها می داند و سپس پیشنهاداتی در زمینه نحوه نگارش برای ثبت این گویشها ارائه می دهد .

      کسروی (1355 ) ضمن پژوهشی مفصل درباره زبان آذری ، زبان آذربایجانی ها در روزگار پیش از استیلای اقوام ترک ، تاتی امروز را به عنوان باز پسین یادگار آن زمان به روشنی  و می نویسد :

 آذری به یکبار از آذربایجان ناپدید نگشته است و هنوز در چند جا میان خود بومیان به آن زبان سخن گفته می شود و آنچه ما می دانیم یکی از آن جاها « هرزن » و « گلین قیه » از پیرامون مرند و دیگری « زنور » و سوم « حسنو » در قره داغ و چهارم خلخال است ... . چنانکه شنیده  ایم در لیقوان و آن پیرامون نیز تا شصت ، هفتاد سال پیش آن را می شناخته اند و در پاره ای خاندان ها گفتگو می شده ولی سپس ناپدید گردید . ( صفحه 33 )

 

  کسروی معتقد است که زبانی که تاتها بدان سخن می گویند ، در زمانهای گذشته گسترش زیادی داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهشهای انجام شده ، زمانی همه مردم آذربایجان و قزوین را در بر گرفته ولی بعدها با اشاعه و استیلای زبان ترکی کم کم از بین رفته است .

     مرتضوی (1360) تحقیقات وسیعی درباره لهجه های دیرین آذربایجان ( به نامهای آذری ، تاتی ، هرزنی و ... ) بعمل آورده و نشان می دهد که این گویشها همزمان با زبان پهلوی رایج بوده و با زبان فارسی هم ریشه اند . وی به ارائه مدارک مستقیم یعنی آثار باز مانده از گویشهای ایرانی آذری و مدارک غیر مستقیم یعنی گواهی های تاریخی درباره ریشه و سابقه زبان ایرانی مردم آذربایجان می پردازد و در این راستا چندین فهلوی ، دوبیتی ، مصراعها و نسخه های خطی به زبان آذری ارائه می کند .

    با مقایسه این اسناد با گویش تاتی شاهرود و گویشهای دیگر تاتی ، کاملاً روشن می شود که تاتی یکی از گویشهای زبان آذری است که بسیاری از ویژگیهای زبانی و واژه های آن را بدون تغییر حفظ کرده است . 

authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment

نمايه منابع آذری،تاتی وتالشی  ( بخش دوم )

103)دیوان همام تبریزی/به کوشش دکتر رشید عیوضی/[انتشارات دانشگاه تبریز/(1351)    تبریز/]و[نشرصدوق/چاپ2/(1370)تهران/رویه های62 و63/]/

104)راهنمای زبانهای ایرانی جلد2/ رودیگر اشمیت/برگردان گروهی/به کوشش:حسن   رضایی باغ بیدی/(1383)/

105)روزنامه ابرار/(18مهر1380)/رویه6/آذری زبان دوم مردم آذربایجان/فیروز منصوری/

106)روزنامه اطلاعات/(21خرداد1382)/رویه6تاتی وتالشی بازمانده زبان ماد/علی عبدلی/

107)روزنامه اطلاعات/(26شهریور1382)/منابع و مأخذ مربوط به زبان دیرین مردم   آذربایجان/دکترمنوچهر مرتضوی/

108)روزنامه اطلاعات/(29اسفند1382)/تأملی در زادگاه زرتشت/علی عبدلی/

109)روزنامه اطلاعات/(11شهریور1383)/ اهمیت گویشها و لهجه های ایرانی/دکتر بهمن  سرکاراتی/

110)روزنامه آفرینش/(22خرداد1379)/ازخواستگاری تا جشن عروسی در تاکستان/

111)روزنامه پرچم شماره1و2و3/مقالات احمدکسروی/

112)زبان آذربایجان و وحدت ملی ایران /نگارش مهندس ناصح ناطق /بنیاد موقوفات     دکتر  محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1358)تهران/115رویه/

113)زبان باستان اردبیل و ستارگان آذربایجان/بهروز نعمت اللهی/نشر شیخ صفی الدین/  (1381)اردبیل/189رویه/

114)زبان پاک(مجموعه1- زبان پاک2- زبان آذری یا زبان باستان آذربایگان3- نامهای   شهرها و دیه های ایران)/سیداحمد کسروی تبریزی/به کوشش:عزیزالله علیزاده/فردوس/  چاپ1/(1378)تهران/296رویه/

115)زبان تات(3جلد)/مقصود حاجی اف/(1996)باکو/به خط لاتین ترکیه ای/

116)زبان تاتهای آذربایجان/مقصود حاجی اف/(1995)باکو/220رویه/به زبان ترکی و  خط کریل/

117)زبان تاتهای آذربایجان شرقی/فرهنگستان علوم شوروی/(1963)لنینگراد/210رویه/

118)زبان تاتهای جمهوری آذربایجان/گردآوری:د.گریون برگ/(1963)لنینگراد/(در سه   بخش:1- پژوهش ها 2-نوشته ها 3- واژه نامه)/ (به زبان روسی)/

119)زبان تاتی/ د.گریون برگ/(1966)مسکو/سری ا/

120)زبان تاتی در شاهرود و خلخال شامل دستور،فرهنگ لغات و اصطلاحات/جواد   معراجی لرد/استاد راهنما:دکتر برات زنجانی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد   واحد تهران مرکزی)/(1377)/

121)زبان تالشی/ب.و.میللر/(1953)مسکو/(به زبان روسی)/

122)زبان تالشی،گویش خوشابر/دکتر حمید حاجت پور/گیلکان/[چاپ1/(1382) دوشنبه   (تاجیکستان)]و[چاپ2/(1383)رشت]/

123)زبان دیرین آذربایجان/پژوهش ونگارش: دکتر منو چهر مرتضوی/  بنیاد موقوفات      دکتر  محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1360)تهران/154رویه/

124) زبان فارسی درآذربایجان جلد1(27مقاله ازنوشته های دانشمندان و زبان شناسان)/    گردآوری: ایرج افشار/ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1368)تهران/     سیزده+520 رویه/ دربرگیرنده نوشتار های زیر:        

     1- آذری یا زبان باستان آذربایگان/احمد کسروی تبریزی/از کتاب آذری یا زبان باستان آذربایگان

     2- آذری یا زبان باستان آذربایگان/محمد قزوینی /از کتاب بیست مقاله قزوینی جلد1/   

     3- نامه امیل بئر درباره لهجه های آذری/ازمجله ی آینده/سال5 شماره4-6/(1358)/

     4- درباره زبان فارسی وآذربایجان/دکتر تقی ارانی/ازمجله ی  ایرانشهر/ چاپ برلین     (1303-1924) شماره 5 و6رویه های355-365 /ومجله ی فرنگستان/ چاپ برلین     (1303-1924) رویه های 247-254/

     5- نحوه ی تدریس فارسی درآذربایجان/محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)/ازمجله  یغما/(1306)تهران/رویه های  317-318/ 

     6- زبان ایران(دیباچه)/ذبیح بهروز/از رساله زبان ایران/(1313)تهران/

     7- زبان ترکی در آذربایجان/عباس اقبال آشتیانی/ازمجله یادگار/سال2 شماره3/      (1324)/

     8- سیاست زبان/عباس اقبال آشتیانی /از مجله یادگار/شماره6سال2(بهمن1324)/

     9- یک سند مهم در باب زبان آذری/ عباس اقبال آشتیانی/ از مجله یادگار/شماره2      سال3/(1324)/

    10- آذربایجان و زبان پارسی/محمد امین ادیب طوسی/ازمجله ماهتاب شماره 4تا10/      (1317)تبریز/

    11- دراطراف مقاله ی آذربایجان و زبان پارسی/دکتر حسینقلی کاتبی/ ازمجله ماهتاب

    12- سند تاریخی از گویش آذری تبریز/دکتر محمدمقدم/از ایران کوده شماره10/     (1327)/

    13-گویش کرینگان/یحیی ذکاء/از رساله ای به همین نام/(1332)تهران/

    14- رساله روحی انارجانی/سعید نفیسی/از فرهنگ ایران زمین جلد2/(1333)

    15- زبان آذربایجان در سالهای پس از اسلام/عبدالعلی کارنگ/از کتاب تاتی و هرزنی

     /(1333)تبریز/

    16- یگانگی ایرانیان و زبان فارسی/دکتر محمود افشار/از مجله آینده/(1338)تهران/

    17- زبان و ادبیات آذربایجان/دکتر جمال الدین فقیه/از کتاب آتورپاتکان-آذربایجان

     و نهضت ادبی/(1346)تهران/

    18- زبان آذربایجان/محمد رضا شعار/از کتاب بحثی درباره زبان آذربایجان/(1346)     تبریز/

    19- زبان فارسی و وحدت ملی/دکتر رعدی آذرخشی/(1347)تهران/

    20- گویش آذری/رحیم رضا زاده ملک/از کتاب گویش آذری/(1353)تهران/

    21- زبان آذربایجان/دکتر منوچهر مرتضوی/از کتاب چهره آذرآبادگان درآئینه تاریخ       ایران/(1353)تبریز/

    22- سابقه زبان دری در آذربایجان/دکتر غلامحسین مرزآبادی/ از کتاب چهره      آذرآبادگان درآئینه تاریخ ایران/(1353)تبریز/

    23- آذریگان/دکتر صادق کیا/از کتاب آذریگان(اندیشه نیک شماره2)/(1354)تهران/

    24- آذری یاآذربایجانی؟/محمد محیط طباطبایی/از مجله گوهرشماره4سال6/(1357)/

    25- زبان مردم آذربایجان/دکترعنایت الله رضا/ازکتاب آذربایجان و اران/(1360)تهران

    26- زبان فارسی نشان والای قومیت ایرانی/دکتر جواد شیخ الاسلامی/از مجله آینده      شماره3و4سال7/(1360)/

    27- پژوهش های معاصران در زبان آذربایجان/دکتر حسینقلی کاتبی/ازنامواره ی دکتر  محمود افشار/جلد2/(1365)تهران/

    28- ملاحضاتی درباره ی زبان کهن آذربایجان/دکتر محمد امین ریاحی/ازنامواره ی      دکتر محمود افشار/جلد4/(1367)تهران/  

    29- سخنی چند درباره ی زبان آذربایجان/ دکتر محمود افشار/ازکتاب زبان آذربایجان      و وحدت ملی ایران/استاد ناصح ناطق/(1358)/

    30- کتابشناسی گویش آذری/استاد ایرج افشار/125) زبان فارسی درآذربایجان جلد2(23گفتار ازنوشته های دانشمندان و زبان شناسان)/    گردآوری: ایرج افشار/ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1371)تهران/     479 رویه/ دربرگیرنده نوشتار های زیر:        

    1- زبان تبریزی/ محمد محیط طباطبایی/از مجله آموزش و پرورش شماره10سال8/    (1317)/

    2- محمد بن البعیث و زبان آذری/محمد نخجوانی/از مجله یادگارشماره6و7/(1324-     1325)

    3- زبان کنونی آذربایجان/یحیی ماهیار نوابی/از نشریه دانشکده ادبیات تبریز/(1332) /      ودر مجموعه مقالات نوابی/جلد1/مؤسسه آسیایی دانشگاه شیراز/(1355)

    4- دو پیوست/ یحیی ماهیار نوابی/

    5- تاتی و کرینگان/عبدالعلی کارنگ/ از نشریه دانشکده ادبیات تبریزشماره 1و2سال4/     (1334)/

    6- زبان کنونی آذربایجان/عزیز دولت آبادی/ از نشریه دانشکده ادبیات تبریزشماره4      دوره6/(1333)/

    7- فهلویات ماما عصمت وکشفی به زبان آذری/ محمد امین ادیب طوسی/ از نشریه      دانشکده ادبیات تبریزسال8/(1335)

    8- فهلویات زبان آذری در قرن هشتم و نهم/ محمد امین ادیب طوسی/ از نشریه        دانشکده ادبیات تبریز شماره4سال7/(1335)

    9- فهلویات مغربی تبریزی/ محمد امین ادیب طوسی/از نشریه دانشکده ادبیات تبریز      شماره8/ (1335)

    10- نمونه ای چند از لغات آذری/ محمد امین ادیب طوسی/ از نشریه دانشکده ادبیات     تبریزسال 8و9/(1335-1336)

    11- آذربایجان و زبان دری/شادروان ابراهیم پورداوود/ از نشریه کتابخانه ملی تبریز      شماره13و14/(1347)/

    12- درباره زبان آذربایجان/استاد ناصح ناطق/ازمجموعه سخنرانیهای کانون فرهنگی      ایران جلد3/(1351)تهران/

    13- دو نمونه از زبان مردم تبریز/استاد رشید عیوضی/ از کتاب چهره آذرآبادگان در      آئینه تاریخ ایران/(1353)تبریز/

    14- آذری/استاد یارشاطر/ازدانشنامه ایران واسلام جلد1/(1354)/

    15- دقیقی،زبان دری و لهجه آذری/استاد جلال متینی/ از نشریه دانشکده ادبیات و  

    علوم انسانی دانشگاه مشهد شماره4 سال11/(1354)/

    16- زبان فارسی در زنجان/ استاد ایرج افشار/ از مجله آینده سال9/(1362)/

    17- یادی دیگر از مسائل زبان فارسی/میر احمد طبا طبایی/از مجله آینده شماره 5     سال9/(1362)/

    18- گویش بومی کهن در خلخال(تاتی)/ناصر دفتر روائی/از کتاب خاطرات و اسناد 

     ناصر دفتر روائی/ایرج افشار و بهزاد رزاقی/(1363)تهران/رویه های340تا346/

    19- دو غزل آذری تازه یافته/یحیی ذکاء/از مجله زبانشناسی شماره2سال2/(1365)و     مجله ایران نامه چاپ آمریکا/

    20- آذری/یحیی ذکاء/ازدائره المعارف بزرگ اسلامی جلد1/(1368)تهران/

    21- اشعار نباتی قراداغی به گویش تاتی/رحیم رصا زاده ملک/    22- زبان فارسی در آذربایجان(به زبان انگلیسی)/استاد احسان یار شاطر/

126)زبان کنونی آذربایجان/دکتر یحیی ماهیار نوابی/(1333)تبریز/145رویه/وزیری/

127) زبانها و لهجه های ایرانی/دکتر احسان یارشاطر/(1365)تهران/

128) زبانهای ایرانی/یوسیف م. اورانسکی/دکترعلی اشرف صادقی/سخن/(1378)تهران/

129) زبانهای باستانی آذربایجان/ دکتر حسینقلی کاتبی/پاژنگ/چاپ1/(1369)تهران/121  رویه/

130)زندگی و مهاجرت نژادآریا بر اساس روریات ایرانی/استاد فریدون جنیدی/بلخ   وابسته به بنیاد نیشابور/چاپ1/(1358)تهران/رویه های49 و50/ بررسی 2 واژه آذربایجانی    /پانوشت رویه180//زبان آذربایجان/

131)زورق شکسته(سروده های تاتی)/محمود زرندی/نشر سهیل/(1380)تهران/172رویه/

132)سالنامه دنیا سال29/(1352)/رویه های238تا243/لهجه های فارسی/دکتر احسان   یارشاطر/

133)سایه های شکارشده/دکتر بهمن سرکاراتی/نشر قطره/(1378)تهران/رویه های315   تا340 /«زبان کهن آذربایجان»/ و.ب.هنینگ/

134)سبک شناسی3جلدی/محمد تقی بهار(ملک الشعرا)/امیرکبیر/(1373)تهران/[جلد1/

  رویه های26 تا29و112/درباره زبان آذربایجان] و[جلد3/رویه50/درباره واژه تات/]/

135)سخنوران و خطاطان زنجان/کریم نیرومند و کریم زعفری/(1347)زنجان/رویه های

  105تا111[رباعیات و ترانه های تاتی/ملا جمال طاهری(هزاری)]/

136)سرایندگان شعر فارسی درقفقاز/عزیز دولت آبادی/ بنیاد موقوفات دکتر محمود   افشار یزدی/(1370)تهران/455رویه/

137)سرودها و شعرهای آوای تالش/خانجان برزگر ریک/مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی   دهسرا/(1381)رشت/128رویه/

138)سرودهای تاتی یهودیان/ و.س.میلر(پدر)/(1913)مسکو/

139)سفرنامه ی پیترو دلاواله/برگردان:شعاع الدین شفا/انتشارات علمی و فرهنگی/چاپ   2/(1370)تهران/ رویه های275 تا280/

140)سفرنامه ی مازندران واسترآباد/رابینو/[بخش فارسی/(1342قمری)قاهره/] و [بخش   انگلیسی/(1981 میلادی)/ لندن/] / تات و تاتی/

141)شرح تاریخ تشکیل الفبای تاتی و زبان ادبی/ح.داشلوموف/(1982)مخاچ قلعه/  دست خط/رویه2/

142)ششمین کنگره ی تحقیقات ایرانی/2جلد/دانشگاه آذرآبادگان/(1352-1357 )  تبریز/نوشتارها:

 Pبیست واژه آذری درحواشی نسخه خطی کتاب البلغه/مجتبی مینوی/

  Pاضافه در زبان آذری کهن/رشیدعیوضی/

143)شلاش باغ(مجموعه پنجاه دوبیتی تالشی)/سروده:ابوالقاسم حق پرست/ ابوالقاسم حق   پرست/(1383)فومن/56رویه/

144)شمس تبریزی/محمدعلی موحد/نشرطرح نو/چاپ1/(1375)تهران/رویه های7 تا11  /سابقه ی فارسی دری در آذربایجان/

145)صفوه الصفا/توکل بن اسماعیل ابن بزاز اردبیلی (سده ی8 ?.)/به کوشش غلامرضا   مجد طباطبائی/[(انتشارات زریاب/چاپ2/(1376)تهران)و(چاپ1/(1373)اردبیل)]/{نام  بردن از زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}

146)صوره الارض/ابن حوقل/[( چاپ لیدن/رویه259/)و(چاپ تهران/برگردان:دکتر  جعفر شعار/انتشارات بنیاد فرهنگ ایران/(1345)/رویه96)]{نام بردن از زبان آذری (زبان   کهن آذربایجان)}

147)ضرب المثلها،چیستان ها و باورداشتهای تالشی(تالش مثله)/محمد رضا شافعی

  کوهستانی/کتیبه گیل/(1382)رشت/73 رویه/

148)طالش:منطقه ای قومی در شمال ایران/مارسل بازن/مظفر امین فرشچیان/نشر آستان   قدس رضوی/(1367)مشهد/

149)طرح های تفصیلی درباره ی زبان تاتی مسلمانان بخش1/ و.س.میلر(پدر)/(1905)/

150)طرح های تفصیلی درباره ی زبان تاتی مسلمانان بخش2/ و.س.میلر(پدر)/(1907)/

151)عروسی- شادمانی[عروسی – جشن و سرور]/مقصود حاجی اف/(1995)باکو/160  رویه/به زبان ترکی و خط کریل/

152)فرهنگ(6جلدی)جلد1/دکتر محمد معین/امیرکبیر/(1362)تهران/زیر واژه:تات و   آذری/

153)فرهنگ تاتی و تالشی/علی عبدلی/کتابفروشی دهخدا/چاپ1/(1363)بندرانزلی/

154)فرهنگ تطبیقی تالشی- تاتی- آذری/استادعلی عبدلی/شرکت سهامی انتشار/  (1380)تهران /472رویه/

155)فرهنگ توصیفی گونه های زبانی ایران/ایران کلباسی و.../مجری وزارت آموزش   عالی(پزوهشگاه علوم انسانی).../(1374)/

156)فرهنگنامه ی کودکان و نوجوان شماره1(آئرودینامیک تا آیه)/شورای کتاب   کودک/نشرفرهنگنامه/ چاپ3/(1374)/رویه های68و69/زیر واژه:آذری/

157)فرهنگ واژگان تات نشین های اسفراین/علیرضا رمضانیان/استاد راهنما:دکتر   حسینعلی یوسفی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد سبزوار)/(1379)/

158)فرهنگ واژه های کهن در زبان امروز آذربایجان/محمد رضا شعار/ بلخ وابسته به   بنیاد نیشابور/چاپ1/(1378)تهران/184رویه/

159)فصلنامه ادبی سیمرغ شماره1سال1(دوره نوین)/(تابستان1373)/رویه های191تا208

  رابطه داستان « بیژن و منیژه »با افسانه ی مردمی« بژان  ان منژان» تاتی/ نائیده اشلوموا/  برگردان:رحمن رجبی یزدان پناه/

160)فصلنامه دروازه بهشت شماره15سال5/(تابستان1383)/ رویه های50 تا60/اسب در   زبان و باور مردم تات زبان جنوب استان قزوین/دکتر نصرالله پوراملشی// رویه های61 تا 

  68/پاره ای از ویژگی های لهجه ی پارسی قزوینی/مجید بالدران// رویه های84تا93/   آل احمد و مردم نگاری"تات نشین ها"/جبار رحمانی/

161)فهرست بناهای تاریخی آذربایجان شرقی/محمدعلی مخلصی/سازمان میراث فرهنگی کشور/(1371)تهران/رویه17/زبان و لهجه آذربایجان/

162)فهرست پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در زمینه ی گویش های ایران  (1379-1339)/محمد امین ناصح/گروه گویش شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی/  (اردیبهشت1380)/

163) کاروند کسروی /به کوشش یحیی ذکاء/ انتشارات جیبی/ چاپ2/  (1352)/558   رویه+ده رویه مصور/

164)کتاب البلدان/احمدبن ابی یعقوب الیعقوبی/ لیدن/(1897)/رویه38/{نام بردن از  زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}/(درگذشته به سال284? .)/

165)کتاب الفهرست الندیم/با درستنگاری:رضا تجدد/به کوشش:مجتبی مینوی/(1350)   تهران/رویه15/(درگذشته به سال387? .)/

166)کلیات عبید زاکانی(در جزء«عشاق نامه عبید زاکانی»)/به کوشش عباس اقبال/اقبال   /چاپ 2/ (1331)/رویه 106و123/ همام تبریزی[دوغزل]/

167)گزارش تحقیقات استان زنجان در زمینه:دوزبانگی(بررسی دوزبانگی در استان

  زنجان)/مصطفی فرشباف/اداره کل آموزش و پرورش استان زنجان وزارت آموزش و   پرورش- معاونت آموزشی[دولتی] استان زنجان(طرح پژوهشی)/(1371)/28رویه/

168)گستردگی زبان تالشی :شگفتیهای زبان تالشی.../فرامرز مسرور ماسالی/قلمستان هنر/  (1383)تهران/80 رویه/

169)گفتاری درباره گویش تاتی وگردآوری واژگان گویش تاتی قزوین/مجتبی اشجع   مهدوی/ بی نا/(1363)بی جا/ 77رویه/[طرحهای پژوهشی زبان فارسی(زمان آغاز و انجام   طرح9روز بوده )]/

170) گویش اشتهارد و گویشهای تاتی مرکزی ایران/دکتر حسین نخعی (آذران)/  نشرطهوری/300رویه/

171)گویش آذری(متن و ترجمه و واژه نامه رساله ی روحی انارجانی )/رحیم رضازاده

  ملک/انتشارات انجمن فرهنگ ایران باستان،6)/(1352)تهران/بیست وچهار+189رویه/

172)گویش تاتی از زبان آذری/منصوره پورداود/(پایان نامه کارشناسی دانشگاه تهران)/  (1348)تهران/

173)گویش تاتی(طالقانی)روستای شهراسر( شهرآذر)/محمدرضا نورشمس/استاد   راهنما:دکتر رضا زمردیان/ (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد)/(1377)/  (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد)/133رویه/(جای نگهداری:  پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران)/

174)گویش دماوندی(واژه نامه)/علی تیموری فر/بی نا/(1362)بی جا/

175)گویش قوناق کندی-تاتی/م.ا.حاجیوف/34رویه/به زبان روسی/

176)گویش کرینگان«تاتی»/یحیی ذکاء/کتابخانه دانش/(1332)تهران/66رویه/(در راه   دانش2)/

177-)گویش گلین قیه/یحیی ذکاء/(1336)تهران/44رویه/

178)گیلان نامه جلد2/ به کوشش م.پ.جکتاجی/ناشر:طاعتی/رشت/ رویه های97تا

  336/ کتابشناسی و بررسی واژه نامه ها،دستورنامه ها و نوشته های گیلکی و دیلمی و  تالشی/دکتر رضا مدنی/

179)گیلان وآذربایجان شرقی:نقشه ها و اسناد مردم شناسی/مارسل بازن و کریستیان    برمبرژه با اصغر عسکری خانقاه،اصغر کریمی/برگردان:مظفرامین فرشچیان/توس/  

  (1365)تهران/رویه های19 تا23 ونقشه3-گروههای زبانی/

180)لهجه،دستور زبان و گویش آشتیان/حسن عادلخانی/پیام دیگر/چاپ1/(1380)اراک/  74رویه/[درباره زبان تاتی و مرز آن]


authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment

نمايه منابع آذری،تاتی وتالشی( بخش نخست)

زبان آذری زبان پیشین آذرآبادگان(آتروپاتن= مادکوچک)یکی از دو شاخه زبان مادی است که زبان مادی خود یکی از زبانهای ایرانی است وزبانهای ایرانی شاخه ای از زبانهای هند وایرانی(آریایی)هستند وزبانهای هند وایرانی خود از کهن ترین خانواده ی بزرگ زبانهای هند واروپایی به شمار می آید.

زبان مادی در بخش گسترده ای از ایران آنروز (ایرانی که فراتر از مرزهای امروزین بوده است) کاربرد داشت.با گذشت زمان فاصله های جغرافیایی،گویشهای نوین تری پدیدآورد(بر پایه زبان مادر که همان زبان مادی بود) وزبان مادی به دو شاخه زبانهای کردی و آذری شناخته می شود(با این همه زبان پارسی پل پیوند مردم با هم و از ویژگیهای آشکار ایران بوده و هیچ نگرانی و مرگ آهنگی برای دیگر زبانها و گویشها نبوده است)امروزه با بررسی برابرکردن واژه های کردی وآذری دریافته اند که پیوند بسیار نزدیکی میان زبان کردی وآذری پا برجاست وپژوهشگران بی گمان به درستی این انگاره(نظریه)که زبان کردی وآذری از یک ریشه اند پی برده اند واین دو زبان پیوند نزدیکی با زبانهای اوستایی و پهلوی دارند.

همانگونه که زبانهای کردی چندین شاخه شده است مانند:کردی سورانی، سنه ای(سنندجی)، کرمانشاهی وکرمانجی و... ،زبان آذری نیز دو شاخه بزرگ زبانهای تاتی وتالشی را پدید آورده است که هرکدام از این دو زبان امروزه در کرانه ی دریای مازندران یا کاسپین(خزر)،[اران وشروان(جمهوری آذربایجان)] و[بخشی از تالش از الله بخش محله ، بخشهای مرکزی(هشتپر)،تالش دولاب(رضوانشهر)وشاندرمن(ماسال)در جنوب تا تالش اران] و[بخشی از آذربایجان و اردبیل:شال،شاهرود، دیزمار، کجل،کرینگان، هرزند،کلاسور و...]و[ بخش هایی از قزوین(تاکستان،روستاها و شهر های رامند:شال، اسفرورین،دانسفهان،سگزآباد، خوزنین ، خیارج و... ،الموت، رودبار و طالقان و..]و[بخشهایی ازجنوب غرب زنجان مانند:خوئین و...]و [بخشهایی از تهران و مرکزی: اشتهارد ،دماوند،روستاهای پیرامون رودخانه چالوس و...] است.

 زبان ترکی در روزگار شاهان صفویه که بنیانگذاران یگانگی دینی(اسلام شیعی)و سیاسی بودند جانشین زبان آذری شد و به یگانگی زبان ایران آسیبی بزرگ زد،با این همه زبان آذری از ریشه و بن رخت برنکند و یکباره و سراسر نابود نگشت،با اندکی دگرگونی واژه های آذری در زبان کنونی آذربایجان (که به جاست این زبان را «زبان کنونی آذربایجان» یا «زبان ترکی آذری» بنامیم)کاربرد دارد و با اندکی دید ژرف تر و زبان شناسانه  واژه های آذری را به آشکاری در زبان ترکی آذری می بینیم(به ویژه در بخش کشاورزی و دامداری و خانه داری و نامهای جایها و شهرها و روستاها به آشکاری واژه های آذری را می بینیم و همچنین افزون بر واژه ها،کنایه ها و زبانزدهای(ضرب المثلهای)زبان کنونی آذربایجان برگردان کنایه ها و زبانزدهای ایرانی است)زبان کنونی آذربایجان از زبان ترکی(30%) و از زبان ایرانی(70%){زبان ایرانی دربردارنده فارسی،آذری و واژه های پرکاربرد تازی می باشد}پی ریزی شده است و پژوهشهای پژوهندگان را می خواهد که این زبان را بازکاوی نمایند واین کار باید با دیدی دانش گرایانه و زبانشناسانه و به دور از احساسات وتعصبات انجام پذیرد.

در کنار زبان ترکی آذری،زبان آذری نیز در برخی جایها تا به امروز هنوز زنده است و کاربرد دارد با اینکه در بسیاری جاها تا همین 100 سال پیش به زبان آذری سخن می گفتند و امروزه زبانشان دیگر شده است(برای نمونه:مردم اسکو،لیقوان و پیرامون آن و...)آری به هر روی زبان آذری در برخی سامان با سختیها و دشواریهای زمانه کنار آمده و خود را همچنان کوه سهند و سبلان استوار نگهداشته و همانگونه که رود ارس روان است زبان آذری نیز بر زبانها روان است.

چنانکه گفته شد زبان آذری پیش از آنکه زبان ترکی آذری ، آذربایجان را فراگیرد زبان آن سامان بوده است و سخن گفتن به زبان آذری در نخستین سده های اسلامی و یادآورشدن ایرانی بودن این زبان در نوشتارهایی که در فهرستنامه زیر به این گونه آمده است:{نام بردن از زبان آذری(زبان کهن آذربایجان)}هرکدام از این نوشتارها انگاره ما را چنین استوار می سازد که زبان آذربایجان(آذری)شاخه ای از زبان ایرانی است که گاه به گونه های زبان پهلوی (الفهلویه) ، پهله(فهله)،آذری(الاذریه)،ایرانی (الفارسیه)و اذربیه در نوشته های کهن آورده اند.

پس از بازگشایی دری که سالیانی بسته بود و اندکی گرد فراموشی بر آن نشسته بود با پژوهشها و بررسیهای شادروان احمد کسروی تبریزی گشوده شد و پس از آن روانشاد بزرگان دیگری همچون:شادروان عبدالعلی کارنگ،شادروان یحیی ذکاء،شادروان دکتر یحیی ماهیار نوابی،شادروان دکتر حسینقلی کاتبی،شادروان محمدرضاشعار،دکتر منوچهر مرتضوی،دکتر احسان یارشاطر، دکتر محمد امین ادیب طوسی،دکترمحمدامین ریاحی خویی،استاد رحیم رضازاده ملک، دکتر محمدجواد مشکور،استاد ایرج افشار یزدی،دکتر علی اشرف صادقی،استاد علی عبدلی ،استاد و.ب.هنینگ و...در شناسایی هرچه بیشتر و بهتر این زبان کوشیده اند و می کوشند.

این فهرستنامه از برای آن گردآوری شده است تا پاسخگوی  پژوهشگران و اندیشمندانی باشد که در این زمینه پژوهش می کنند و از پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده است چه در درونمرز و چه در برونمرز آگاهی چندانی ندارند و برای آنکه خود خواسته باشند از تک تک آنها آگاه شوند زمانی دراز می خواهد و دشواریهای خود را خواهد داشت.

این فهرستنامه پژوهشهایی را که درباره زبانهای آذری،تاتی،تالشی که درگستره ایران و اران و شروان انجام شده است را دربرمی گیرد.

 ______________

1- «آتورپات ایران گشسپ»که نام آتورپاتکان یا آذرآبادگان یا آذربایجان از آن گرفته شده است وی فرماندار آذربایجان و نگهبان آتشکده آذرگشسپ بوده است.

1--)آتورپاتکان(آذربایجان)ونهضت ادبی/دکتر جمال الدین فقیه/کتابفروشی علمی/  (1346)تهران/رویه های 167تا216/

2--) آذربایجان در ایران معاصر/دکتر تورج اتابکی/برگردان:محمد کریم اشراق/ناشر  توس/(1376)تهران/رویه های21 تا23/ زبان آذربایجان/

3--) آذربایجان و اران (آلبانیای قفقاز) /نگارش: عنایت الله رضا/ [بنیاد موقوفات دکتر   محمود افشار یزدی /چاپ1/ (1372)/رویه های97 تا158/]/[ ایران زمین/چاپ1/ (1360)

تهران/ رویه های113 تا210]/ زبان مردم آذربایجان و چگونگی زبان ترکی به آذربایجان/4--) آذربایجان و نغمه های تازه ی استعمار گران/مهرداد آذری/سازمان انتشارات هفته/  (1361)تهران/رویه های13 تا18/زبان مردم آذربایجان/

5--) آذربایجان و وحدت ملی ایران/دکترحسینقلی کاتبی/(1321)تبریز/6--)آذریگان(آگاهیهایی درباره زبان باستان آذربایجان)/دکتر صادق کیا/(1354)تهران/     62رویه/

7--)آذری(گویش دیرین مردم آذربایجان)/رحیم رضازاده ملک/انجمن آثار و مفاخر    فرهنگی/چاپ1/(1377)تهران/246رویه/

8--)آذری و پیوند تاریخی با زبان کردی/نامیق صفی زاده(بورکه یی)/نگارنده  (بورکه یی)/(1383)تهران/152رویه/

9--)آذری یا زبان باستان آذربایجان(آذربایگان)/شادروان احمد کسروی تبریزی/    /(1309)/ 75رویه/این نوشتارچندین بار از نو به چاپ رسیده است نخستین چاپ آن   1304درتهران با56 رویه می باشد/

10-)آشنایی با شهر تاریخی تاکستان(سیادن)/رضا رحمانی/انتشارات عبید زاکانی/چاپ1/  (1377)قزوین/رویه های41 تا51/

11-)آفتاوَجار(سروده های تاتی وتالشی)/علی عبدلی/آرون با همکاری نویسنده/چاپ1   /(1380)تهران/72رویه/

12-)آوای تات(سروده هایی به زبان تاتی تاکستان)/استاد علی پدرام/بحرالعلوم/(1379)   قزوین/240رویه/

13-)احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم/شمس الدین ابوعبدالله محمدبن احمد...المعروف   بالبشاری المقدسی/لیدن/(1906)/رویه های259و375و378/{نام بردن از زبان آذری   (زبان کهن آذربایجان)}

14-)ادبیات تات و تالش:ایران وجمهوری آذربایجان/پژوهش و برگردان:علی عبدلی/    شرکت سهامی انتشار/چاپ1/(1380)تهران/230رویه/

15-)اراک و همدان/ هلن گرگوار،پاتریس فونتن/رویه22/[اشاره به زبان تاتی درغرب و   جنوب همدان]/16-)اران از دوره باستان تا آغاز عهد مغول/دکتر عنایت الله رضا/مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه/(1380)تهران/713رویه/

17-)اردبیل در گذرگاه تاریخ جلد2/علی باباصفری/(بی نا/(1353)تهران/و/چاپ2/ناشر:   دانشگاه آزاد اردبیل/(بهار1371)اردبیل/رویه های 56تا62/ زبان و مذهب مردم    اردبیل[ونمونه هایی از گویش آذری]/

 18-)ارسباران در گذر حماسه و تاریخ جلد1/محمد حافظ زاده/نشر مهدآزادی/چاپ1/  (1376)تبریز/رویه های هفت و هشت/

19-)اشعار و داستان های (د.آنتی اوف)متولد1913/{بر پایه نوشته اورانسکی در رویه 316   (مقدمه فقه اللغه ی ایرانی/برگردان:کریم کشاورز/پیام/(1358)تهران/)از کتابها و نوشته-  های تاتی نام برده شده}

20-)اشعار ونمایشنامه های (م.بخشی اف)متولد1910/{بر پایه نوشته اورانسکی در رویه   316(مقدمه فقه اللغه ی ایرانی/برگردان:کریم کشاورز/پیام/(1358)تهران/)از کتابها و   نوشته های تاتی نام برده شده}

21-)افسانه های تاتی و تالشی/علی عبدلی/بی نا/بی تا/

22-)افسانه های خ داداش اف[افسانه های تاتی]/ (1947)/{بر پایه نوشته اورانسکی در   رویه 316(مقدمه فقه اللغه ی ایرانی/برگردان:کریم کشاورز/پیام/(1358)تهران/)از کتابها   و نوشته های تاتی نام برده شده}

23-)اقوام مسلمان اتحاد شوروی/شیرین آکینز/برگردان:علی خزاعی فر/آستان قدس   رضوی/(1366)مشهد/بخشی درباره تاتها/

24-)الاتنبیه والاشراف/ابوالحسن علی بن حسین مسعودی/[(درستنگاری:عبدالله اسماعيل   الصاوي (1357ق.) قاهره)/ (چاپ بغداد/رویه های67و68)/ (/ برگردان:ابوالقاسم پاینده /   (1349) تهران /بنگاه ترجمه و نشر کتاب/رویه های73و 74)]{نام بردن از زبان آذری   (زبان کهن آذربایجان)}/(درگذشته به سال346? .)

25-)الفهرست/محمدابن اسحق الوراق ابن الندیم/(1348 .?) مصر/رویه19/{نام بردن از   زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}/ (درگذشته به سال387? .)/

26-)المنخ تاتی/ای.س.براگینسکی/(1988)مخاچ قلعه/27-)اندیشه ها راجع به تحقیق مردم ایران/ن.و.خانیکوف/عرفان/(1992)دوشنبه/خووین،از  گذشته و امروز یهودیان مشرق/سانتک/پتربورگ/رویه228/

28-)ایرانشهر(برمبنای جغرافیای موسی خورنی)/پروفسور یوزف مارکوارت/ برگردان:   دکتر مریم میر احمدی/انتشارات اطلاعات /(1373)تهران/رویه234/ زبان پهلوی زبان   آذربایجان/

29-)ایران نامک(نگرشی نو به تاریخ و نام ایران)/امان الله قرشی/ناشر:نگارنده/(1373)  تهران/رویه های287 و290 و306 و307 و308 و309 /زبان آذری وتات/

30-)ایران و قفقاز،اران و شروان/گردآوری و تنظیم:دکتر پرویز ورجاوند/نشر قطره/چاپ   1/ (1378)تهران/389رویه/ رویه های 285 تا294/ردیابی زبان های ایرانی در قفقاز   (گویش تاتی یا ارانی)/یحیی ذکاء// رویه های295 تا301/ یک«دو بیتی آذری از سده ی   هفتم هجری و معنای آن»/یحیی ذکاء/

31-)ایلخچی،یک ده صوفی نشین آذربایجان(دفترهای مونوگرافی،شماره6)/غلام حسین  ساعدی/(1342)تهران/254رویه/

32-)اورازان/جلال آل احمد/[مازیار و رواق/چاپ7/(1336)تهران/102رویه/] و[دانش/   (1333)تهران/62 رویه/(در راه دانش شماره2)/]/

33-)بابک خرمی و جنبش سرخ جامگان/خسرو معتضد/شرکت انتشارات جهان معاصر/  چاپ1/(1372)تهران/253رویه/بخشی درباره زبان آذری/

36-)بحثی درباره ی زبان آذربایجان،[فرهنگ]واژه های فارسی در لهجه امروزی   آذربایجان/محمد رضا شعار/(1346)تبریز/152رویه/رویه های53 تا134/

34-)بررسی زبان شناختی گویش تاتی شاهرود و خلخال/سید اکبر یحیی زاده/استاد  راهنما:دکتر محمودرضا دستغیب بهشتی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز)/  (1382)/

35-)بررسی ساختمان فعل در گویش تاتی تاکستان و منطقه بوئین زهرا/ایرج رحمانی/  استاد راهنما:دکتر سعید عریان//( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران   مرکزی)/(1380)/

36-)بررسی عناصر واج شناختی گویش تالشی شهرستان ماسال و شاندرمن/شهین شیخ-   سنگ تجن/استاد راهنما:دکتر محمود بی جن خان/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه   تهران)/(1380)/

37-)بررسی گویش اشتهارد/دکتر حسین نخعی (آذران)/ ( پایان نامه دکتری دانشگاه   تهران/(1344)/ ( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1380)/

38-)بررسی گویش الموت(تاتی)/پرویز البرزی ورکی/استاد راهنما:دکتر علی محمد   حق شناس/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1370)/146رویه/

39-)بررسی گویش تاتی در ینگی امام(ساوجبلاغ)/آذر ابوطالب/استاد راهنما:دکترحسن  زند/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(73-1372)/130 رویه/

40-)بررسی گویش تالشی(دهستان خوشابر)/حمید حاجت پور/استاد راهنما:دکتر علی   اشرف صادقی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی)/(1369)/

41-)بررسی گویش تالشی(دهستان طاسکوه ماسال)/مهرداد نغز گوی کهن/ استاد راهنما:   دکتر علی محمد حق شناس/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1374)/

42-)بررسی گویش تالشی عنبران،روستای میرزانق(استان اردبیل)/ربابه امیریان بودالالو/

  استاد راهنما:دکتر یدالله ثمره/ ( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد تهران مرکزی)/ (1380)تهران/

43-)بررسی گویش مراغی در روستای موشقین/حسینعلی رسولی/ استاد راهنما:دکتر  یحیی مدرسی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1369)/90رویه/(تاتی)/

44-)بررسی واجشناسی گویش تاتی دهکده کجل(خلخال) براساس روشهای نوین   زبانشناسی/ماری آرادگلی/استاد راهنما:دکترسیف الله نجم آبادی/(پایان نامه کارشناسی   ارشد دانشگاه تهران)/(1349)/

45-)بررسی ویژگی های ساختمان دستوری گویش تاتی تاکستان (دستور زبان تاتی  تاکستانی)/عباس طاهری/استاد راهنما:دکتر سیروس شمیسا و دکترمحمد دبیر مقدم/   (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی/ (1370)/ (جای نگهداری:  پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران)/

46-)برگزیده های اشعار سید عبدالقادر حسینی نقشی و سید محمودشرفی«شوقی»   (مجموعه سروده های فارسی وتالشی)/به کوشش: ابراهیم خادمی ارده/تالش/(1381)   تهران/185رویه/

47-)بعضی معلومات های مردم شناسی راجع به تات های ایران/ف.د.لیوشکیویچ/  (1972)مسکو/رویه های 192تا194/به زبان روسی/

48-)بیست مقاله قزوینی/محمد قزوینی/[ جلد2 (1927)بمبئی/ رویه های141تا148] و   [جلد1(1363)تهران/ناشر دنیای کتاب/رویه های178تا186]/ آذری یا زبان باستان     آذربایگان (نقد کتاب احمد کسروی)/

49-)پژوهشنامه ی فرهنگستان زبان ایران شماره1/(بهمن1354)/ رویه های1 تا20/  آگاهیهای تازه از گویش آذری/دکتر صادق کیا/

50-)پژوهشی در:تبار مشترک ایرانیان و تورانیان/دکتر محمد علی سجادیه با پیشگفتار  استاد فریدون جنیدی/بلخ وابسته به بنیاد نیشابور/چاپ1/(1368)تهران/

51-)تات نشین های بلوک زهرا(زندگی روزمره در دو ده از بلوک زهرای قزوین   «سزجوه – برموه»)/جلال آل احمد/[ناشر:امیرکبیر/چاپ5/(1370)تهران]و[ناشر:فردوس/  چاپ2/(1379)تهران]/221رویه/

52-)تات ها- یهودی مذهب ها کتاب1/مرتب م.ایماتاتوف/(1993)مسکو/رویه16/53-)تاتی و هرزنی،دو لهجه از زبان باستان آذربایجان/عبدالعلی کارنگ/بنگاه مطبوعاتی   واعظ پور(1333)تهران/160رویه/

54-)تاجیکان،آریائیها و فلات ایران/میرزا شکور زاده/سروش/(1380)تهران/رویه های    133تا135/واژه ی تات،تت وتاجیک/

55-)تاریخ آتورپاتکان/ استاد اقرار علی اف/ترجمان:شادمان یوسف/نشربلخ وابسته به   بنیاد نیشابور/چاپ1/ (1378)تهران/248رویه/

56-)تاریخ آذربایجان از ماد تا مشروطیت/دکتر منوچهر مرتضوی/ناشر دانشگاه تبریز/  (1354)تبریز/

57-)تاریخ تبار و زبان مردم آذربایجان/غلامرضا انصاف پور/فکر روز/چاپ1/(1377)  تهران/

58-)تاریخ داغستان/ر.م.مگامدوف/مخاچ قلعه/رویه های79تا106/(به زبان روسی)/

59-)تاریخ زبان آذری در آذربایجان/حسین نوین/نشر صدرا/(1383)اردبیل/230رویه/

60-)تاریخ زبان فارسی جلد2/دکتر پرویز ناتل خانلری/نشر بنیاد فرهنگ ایران/(1345)/   و/نشرنو/(1369)تهران/رویه های 23تا34/گویش های ایرانی نو/

61-)تاریخ گزیده/حمدالله مستوفی/به کوشش:دکتر عبدالحسین نوایی/رویه های 720 و  726/(سالهای680 تا750هجری می زیسته)/

62-)تاریخ ماد/ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف/برگردان:کریم کشاورز/ شرکت  انتشارات  علمی و فرهنگی/چاپ6(1380)تهران/664رویه/

63-)تاریخ هشت هزار سال شعر ایرانی(پارسی)2جلد/پژوهنده:دکتر رکن الدین    همایونفرخ/نشر علم/(1370)/(پایان نامه ی دکترا دانشگاه نیوپورت کالیفرنیا)/رویه های   196 تا224/زبانها و لهجه های ایرانی کنونی/

64-)تالش بلبلون باغه:برگزیده ای از سرودهای تالشی/سراینده:نوروز پورعینی ناو/احسان/  (1384)تهران/255رویه/

65-)تالش نامه:فرهنگ تعبیرات،کنایات،امثال و.../علی نصرتی سیاهمزگی/چوبک/   (1382)رشت/376رویه/

66-)تالشی ها کیستند؟/علی عبدلی/[کتابفروشی دهخدا/چاپ1/(1363)بندرانزلی/رویه   های43تا59/زبان تاتی وتالشی/رویه های121تا138ادبیات رسمی تالش] و[چاپ2/ با

  افزوده ها و نگرشی نوین و بنیادین/(1369)تهران/ققنوس/248رویه]/67-)توصیف گویش تالشی(پره سر)/محرم رضایتی کیشه خاله/پایان نامه دانشگاهی   /دانشگاه تهران/(1370)/

68-)جایی با آفتاب(برگردان به تاتی 60 سروده فارسی و ترکی)/مقصود حاجی اف/  (1997)باکو/

69-)جستارهایی درباره ی زبان مردم آذربایگان/یحیی ذکاء/با مقدمه:دکتر محمدامین   ریاحی/ بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار یزدی/(1379)تهران/229رویه/   

70-)جستاری در زبان و ادبیات تاتی به پیوست مونوگرافی روستای خیارج/علی محمد   آقا علی خانی/رامند/(1383)/240رویه/

71-)جشن ها و آداب و معتقدات زمستان،استان هاي آذربايجان و همدان /جلد2/   ابوالقاسم انجوي شيرازي/امیرکبیر/(1354)تهران/رویه/109/ نوروز قديمين و كوسه در   الوير ساوه : زبان مردم/ [گويش تاتي الوير ساوه]/

72-)چکیده ای در آموزش صرف زبان تاتی یهودیان/ و.س.میلر(پدر)/(1901)مسکو/

73-)چکیده ای درباره ی آوانگاری گویش تاتی یهودیان/ و.س.میلر(پدر)/(1900)  مسکو/

74-)چکیده ای درباره ی سکونتگاه های تات ها و گویش های آنان/و.ب.میلر(پسر)/  (1929)باکو/

75-)چم به را(Chem Ba Ra) مجموعه سروده های تالشی/ ناصر حامدی/نشرکتاب   نیستان/چاپ1/ (1378)تهران/

76-)چهره آذرآبادگان در آئینه تاریخ ایران/(1353)تبریز/334رویه/دربردارنده:  Pرویه های 276تا283/دو نمونه از زبان مردم تبریز در سده های هفتم و هشتم هجری/      دکتر رشید عیوضی/ P رویه های214تا230/ زبان آذربایجان/دکتر منو چهر مرتضوی/ P رویه های231تا251/ سابقه ی زبان دری در آذربایجان/غلامحسین مرزآبادی/

77-)چهل گفتاردر ادب و تاریخ و فرهنگ ایران/سخن/(1379)تهران/رویه های24تا  44/ملاحضاتی درباره زبان کهن آذربایجان/دکتر محمدامین ریاحی خویی/

78-)[چیستانها،ضرب المثلها،افسانه ها،متلهای...تاتی/علی عبدلی/(1368آماده چاپ)]/

79-)خاطرات و اسناد ناصر دفترروائی/به کوشش:ایرج افشار وبهزادرزاقی/ناشران:  فردوسی و ادیب/(1363)تهران/رویه 284جغرافیای خلخال/رویه های291 تا293گویش   بومی کهن در خلخال(تاتی)/ رویه های340 تا346اشعار تاتی و خلخالی/

80-)خزینه ی خلقی(مجموعه افسانه ها)/ نائیده اشلوموا/ (1991)مخاچ قلعه/

81-)خلاصه ی مقالات همایش تالش/دانشگاه گیلان/(1383)گیلان/ رویه 78/زبان   اردبیلی قدیم و قرابت آن با زبان تالشی/دکتر علی اشرف صادقی/

82-)خلخالی یک لهجه از آذری/عبدالعلی کارنگ/شفق/(1334)تبریز/16رویه/

83-)خندیله پشت(Khendila Pesht) مجموعه سروده های تالشی/فرامرز مسرور   ماسالی/(1352)رشت/

84-)خیاو یا مشکین شهر کعبه ی ییلاقات شاهسون،زبان و لهجه و نمونه ای از لغات   محلی،...(دفترهای مونوگرافی،شماره7)/ غلامحسین ساعدی/(1344)تهران/رویه171تا  198/

85-)دائره المعارف اسلامی/زیرواژه:تات/مینورسکی/

86-)دائره المعارف بزرگ اسلامی جلد1(آب-آل داوود)/مرکز دائره المعارف بزرگ  اسلامی/چاپ1/ (1367)تهران/رویه های259تا262/زیر واژه آذری/یحیی ذکاء/

87-)دائره المعارف بزرگ اسلامی جلد2/مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی/چاپ1/  (1367)تهران/رویه های198 تا200/ زیر واژه آمره اي/دکتر احمد تفضلي/[درباره ی گویش تاتی آمره ای تفرش]/

88-)دائره المعارف فارسی/غلامحسین مصاحب/فرانکلین/(1345)تهران/رویه589/تات/

89-)دانشنامه ایران و اسلام شماره1(آب تا آئینه کاری)/دکتر احسان یارشاطر/(1354)/  بنگاه ترجمه و نشر کتاب/رویه های 61تا69/ زیرواژه :آذری//رویه90/

90-)دانشنامه ی جهان اسلام شماره6(ت تا تربت جام)/(1380)تهران/رویه های15تا19/  زیر واژه ی: تات/(گویشهای تاتی)/علی پور صفر قصابی نژاد وگیتی شکری/

91-)دانه ای از خروار(تک نگاری سفر به تات نشینهای خلخال)/علی عبدلی/بی نا/بی تا/

92-)دربند/(1958)مسکو/رویه11/س.آ.خان مگامدوف/

93-)دربند باستانی/(1982)مسکو/رویه های72-76-84/کودریاوتسف/

94-)در حصار سنگ(مجموعه سروده های فارسی و تالشی)/فرامرز مسرور ماسالی/فرامرز مسرور/  (1380)ماسال/57 رویه/

95-)در مسائلی راجع به تاتها/ر.م.مگامیدوف/(1981)مخاچ قلعه/

96-)دریا در تشنگی(مجموعه سروده های فارسی و تالشی)/فرامرز مسرور ماسالی/ فرامرز   مسرور/ (1380)ماسال/57 رویه/

97-)دستور زبان تاتی/عادل ایرانی کلور/نشر آذر سبلان/(1381)اردبیل/82 رویه/98-)دستور زبان تاتی،تالشی،گیلکی،مازندرانی و کردی/نیکلایویچ برزین/(1853)کازان/  (به زبان فرانسه)/

99-)دستور زبان کنونی آذربایجان/عبدالعلی کارنگ/بی نا/(1340)تبریز/52رویه/

100)دماوند(شامل اوضاع اقتصادی و اجتماعی شهرستان دماوند)/ع.صفایی/انتشارات  کانون معرفت/(1335)/رویه85/زبان دماوند زبان تاتی/

101)دوتا برار/مقصود حاجی اف/(1993)باکو/88 رویه/به زبان تاتی وخط کریل/

102)ده مقاله از ادیب طوسی/محمد امین ادیب طوسی/بی نا/(1337)/202+136رویه/    مقاله ها: O1- لهجه کازرونی قدیم               O2- مثلثات سعدی

P3- نمونه ای از فهلویات قزوین و زنجان و تبریز در قرن هفتم

P4- فهلویات زبان آذری در قرن هشتم و نهم

P5- فهلویات مغربی تبریزی

P6- فهلویات ماماعصمت وکشفی به زبان آذری اصطلاح راژی یا شهری

O7- فهلویات لری

P8- دو قصیده به دو لهجه ی نیمه آذری؟

O9- دو غزل به لهجه نیمه شیرازی و چند ترانه نیریزی

P10- نمونه چند از لغت آذری

authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment


تات:. (اِخ ) قومی پارسی . (مازندران و استراباد رابینو ص 63 بخش انگلیسی ). فارسی زبانان ، طایفه ای از ایرانیان . اهالی ولایات شمالی که به لهجه ٔ محلی سخن رانند مثل حسن آبادیان قراچه داغ و مازندرانیها... در قفقاز آن قسمت از ایرانیان را که هنوز زبانشان فارسی مانده تات گویند در ایران لرها غیر خود را از ایرانیان تات نامند... محمودبن الحسین بن محمد کاشغری دردیوان لغات الترک (چ استانبول 1333 هَ .ق .) که تألیف آن در سال 466 هَ . ق . پایان یافته در صفحه ٔ 292 جلد اول در ضمن کتاب الاسماء ابواب ثلاثی زیر عنوان برک (بضم اول و سکون ثانی و ثالث ) می نویسد: «برک = القلنسوة، و فی المثل : تات سیز ترک بلماس ؛ باش سیز برک بلماس ، معناه : لایخلو الترک من الفارسی ، کما لا یخلو القلنسوة من رأس .» یعنی ترک بدون ایرانی و کلاه بدون سر نمی شود و در (باب فعلل و فعلال و فعلل فی حرکاته ) همین کتاب زیر عنوان : سملم تت (بضم سین و کسرلام و سکون هر دومیم ، بفتح تاء اول و سکون تاءدوم ) در صفحه ٔ 403 جلد اول می نویسد: «سملم تت = الفارسی الذی لایعرف لغة الترک البتة و کذلک کل من لایعرف الترکیة یسمی سملم » یعنی سملم تت آن ایرانی را گویند که اصلا ترکی بلد نباشد و همچنین کسی که ترکی را نداند سملم خوانده می شود، در این دو عبارت محمود کاشغری «تات و تت » را بمعنی ایرانی ترجمه کرده است . در کتاب دده قورقود (چ استانبول 1332 هَ . ق ) که بزبان غزی در حدود نه قرن پیش تألیف یافته ، ضمن داستان بقاج خان پسر درسه خان (درسه خان اوغلی بقاج خان حکایه سی ) مؤلف موقعی که می خواهد کیفیت طلوع فجر و پیدایش صبح صادق و وزش نسیم ملایم و بانگ نماز برداشتن یک ایرانی مسلمان را شرح دهد در صفحه 12 می نویسد: «سوبلمه :
صلقوم صلقوم طان یللری اسدکنده صلقو بوزاج تورغای سیرادقده بدوی اتلراسین کوروب عقرادقده صقالی اوزون تات اری باکلدقده ...» یعنی «... زمانی که مرد ایرانی ریش درازی ، مشغول اذان دادن بود...» در اینجا تات بمعنی ایرانی مسلم استعمال شده است . مولانا جلال الدین رومی در ضمن بیتی از ملمعات خود.
«اگر تات ساک و گر رومساگ و گر تورک
زبان بی زبانی را بیاموز»
یعنی :
«اگر ایرانیستی و گر رومی و گر ترک
زبان بیزبانی را بیاموز».
لفظ تات را بمعنی ایرانی بکار برده است . ملک الشعرای بهار سبک شناسی (ج 3 ص 50) ضمن بحث از سبک و لغات طبقات ناصری راجع بکلمه ٔ تات که در آن کتاب بسیار بکار رفته است می نویسد: «در این کتاب (طبقات ناصری ) لغات مغولی برای بار اول داخل زبان فارسی شده است و لفظ مغول نیز شنیده می شود و کلمه ٔ تات بمعنی تاژیک وتاجیک یعنی فارسی زبانان در این کتاب دیده می شود...» و سپس در حاشیه ٔ همان صفحه می نوسد: «ایرانیان از قدیم بمردم اجنبی تاجیک و تاژیک می گفته اند چنانکه یونانیان ، بربر و اعراب اعجمی یا عجم گویند. این لفظ درزبان دری تازه (تازی ) تلفظ شد و رفته رفته خاص اعراب گردید ولی در توران و ماوراءالنهر لهجه ٔ قدیم باقی و به اجانب تاجیک گویند و به همان معنی داخل زبان ترکی شد و فارسی زبانان را تاجیک خواندند و این کلمه بر فارسیان اطلاق گردید و ترک و تاجیک گفته شد.» قسمت اول گفتار مرحوم بهار میرساند که لفظ تات بمعنی ایرانی و پارسی زبان بکار رفته است و قسمت دوم آن نیز منطقی و درست است و لفظ تژک (بکسرژ) در دیوان لغات الترک بمعنی ایرانی آمده است . ناگفته نماند، اختلاف ترک و تاجیک و یا ترک و تات آنروز که از مطالعه ٔ دیوان لغات الترک محمود کاشغری - داستانهای دده قور قودنزهت القلوب حمداﷲ مستوفی و غیره مستفاد می شود امروز با وجود شیوع و رواج کامل زبان ترکی در اغلب نقاط آذربایجان ، در میان روستائیان موجود است و هر یک دیگری رابا نسبت دادن به تات و یا به ترک تعبیر می کنند. شمس الدین سامی در ستون دوم صفحه 370 قاموس ترکی (چ استانبول 1317 هَ . ق .) زیر عنوان تات می نویسد: تات ، اسکی ترکلرین کندی حکم لری آلتندا بولونان یرلرده اسکی ایرانی و کردلره ویردیکلری اسم اولوب مقام تحقیر ده قوللانیلیردی .» یعنی ترکان قدیم ایرانیان و اکرادی راکه زیر فرمان خود داشتند تات می نامیدند و این کلمه در مقام تحقیر استعمال می شد. در ترانه ٔ معروفی بمطلع:
«اوشو ددم ها، اوشو ددم
داغدان آلما داشیدیم »
که در میان کودکان خردسال آذربایجانی معمول است ،تات بمعنی مرد آبادی نشین و زراعت پیشه ای استعمال شده است :
گوموشی ویردیم تاتا
تات منه داری ویردی
دارینی سپدیم قوشا
قوش منه قانات ویردی
قاناد لاندیم اوچماقا
حق قاپوسین آچماقا
یعنی : پول (سیم ) را به تات دادم و ارزن گرفتم ، ارزن را بمرغ دادم مرغ برای من بال و پر داد، پر به پرواز گشودم تا در حق را باز کنم . در مثل مشهور، «بوسوز هیچ تاتین کتابندا یوخدر.» یعنی این حرف در کتاب هیچ تات نیست ، کلمه ٔ تات بمعنی شخصی دانشمند و اهل کتاب بکار برده شده است . در مثل معروف «تات ویزدن قیزار، ترک گوزدن ». تات بمعنی مرد آبادی نشینی که برای گرم کردن خود از کرسی استفاده می کند استعمال شده است البته ترکان بیابان گرد از قدیم الایام برای گرم کردن خود در وسط چادرهای بزرگ نمدی که اوتاغ (محل روشن کردن آتش ) نامیده می شد آتش روشن می کردند وموضوع تنور و کرسی در پیش آنها نبود. از هر فرد روستایی یا ایلات آذربایجان بپرسید تات یعنی چه ؟ بیدرنگ جواب می دهد: «تات یعنی تخته قاپو و آبادی نشین » پس بطور کلی از مراتب مزبور باین نتیجه می رسیم که تات کلمه ای بوده بجای تاجیک که لااقل از ده قرن پیش از طرف ترکان (بیسواد و مالدار و بیابانگرد) به ایرانیان (دانشمند و کشاورز و شهریگر) اطلاق می شده است و زبان تاتی به لهجه های مختلف زبان ایرانی می گفته اند. (تاتی وهرزنی عبدالعلی کارنگ صص 30- 33).

تات:کلمه ای است که ترکان به ایرانیان که ساکنین اولیه و اصلی ایران بوده اند دادند. زمستانی بسیار سرد وطاقت فرسای در سرزمین ترکان که در مجاورت شمال ایران بودند حکم فرما میشود بطوریکه آنان برای گذران زندگی دچار مشکل میشوند به همین جهت به نقاط جنوبی که گرمتر بوده ( ایران ) حمله ورمیشوند .در ابتدا با مقابله ایرانیان مواجه میشوند لاکن پس از مدتی به جهت خوی جنگندگی که داشتندپیروز شده وایرانیان را از قسمت های شمال وشمال غربی ایران بیرون می کنند اندک کسانی که ماندند یا بعدا به نوعی برگشتندوباترکان مهاجرهمنشین شدند ترکان آنها را تات می گفتند یعنی کسی که ترک نیست یا از نژاد دیگری است .و این کلمه از همان زمان استعمال وتاکنون بجا مانده است

authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment

تاتی، یکی از زبانهای مهم ایرانی نو که در سرزمینهای وسیعی از ناحیۀ ساوه در ایران تا منطقۀ نخجوان در جمهوری آذربایجان گسترده است، ولی به طور مشخص در استانهای قزوین، زنجان و آذربایجان شرقی و نیز در بخشهایی از جمهوری آذربایجان و ناحیۀ خودمختار داغستان بدان تکلم می‌شود.
نام گویش: «تات» واژه‌ای ترکی و به معنی «عناصر خارجی ساکن سرزمین ترکان» است (دایرة المعارف…، 1/ 589). قبایل‌ صحرانشین ــ که بیشتر‌ آنان ترک بودند ــ مردم‌ زراعت ـ پیشه و ایرانی تبار قفقاز را که به اطاعت خود درآورده بودند، تات می‌خواندند (ارانسکی، مقدمه…، 316؛ نیز نك‍ : معین، ذیل تات). مولوی نیز در اشعار ترکی خود، این نام را برای ایرانیان به کار برده است (همانجا). در دورۀ صفویه به تمامی مردم ایرانی تبار، در مقابل قزلباشان ترک، تات گفته می‌شد (پورمحمدی، 171) و هنوز هم ترک زبانان منطقۀ وَفْس در استان مرکزی و منطقۀ تفرش، به گویش وَفسی «تات دیلِ» (زبان تات) می‌گویند (مقدم، 16). لرها نیز به ایرانیان غیرِ خود، «تات» گفته‌اند (لغت‌نامه…، ذیل تات)، و خود تات‌زبانها نیز دربارۀ وجه

تسمیۀ تاتی افسانه‌ای را نقل می‌کنند (نك‍ : آل‌احمد، 92-93).
نکتۀ قابل توجه دیگر درمورد این گویش، نظر گویشوران آن دربارۀ گویش خود است. مثلاً «مراغی» که از گویشهای رایج در منطقۀ رودبار الموت است و می‌توان آن را در شمار گویشهای تاتی طبقه‌بندی کرد، از نظر گویشورانش گویشی از تاتی نیست. مراغیان گویش خود را «مراغی»، و سایر گویشهای اطراف خود را «تاتی» می‌نامند و نزدیکی گویش خود به تاتی تاکستان و بویین‌زهرا را بیشتر از ارتباطشان با تاتی رودبار و الموت می‌دانند (پرمون، 45).
حوزۀ گسترش: شاید بهتر باشد که تاتی «مجموعه گویشهای تاتی» نامیده شود؛ چرا که تنوع قابل توجهی در آنها دیده می‌شود. با توجه به پراکندگی جغرافیایی وسیع تاتی و دسته‌بندی گویشهای آن به گروههای ایرانی شمال غربی و جنوب غربی، می‌توان تاتی را در اولین بررسی به دو گروه تاتی قفقازی و تاتی ایرانی تقسیم کرد:
گویشهای تاتی قفقازی: تاتهای آسیای مرکزی در جمهوری آذربایجان و ناحیۀ خودمختار داغستان زندگی‌ می‌کنند. بخشی از ساکنان شبه جزیرۀ آبشوران (ناحیۀ باکو، سوراخانی و بالاخانی) و نواحی شماخی و گوبا و قوناخ‌کند و دیویچی و خیری و دیگر بخشهای جمهوری آذربایجان و همچنین ناحیۀ دربند و برخی‌دیگر از نواحی داغستان‌(کاتیاگو و طبسران)‌به‌زبان ‌تاتی‌ سخن‌می‌گویند.علاوه ‌بر‌این،‌یهودیان‌کوهستانی ‌که‌خود را «داغ ـ جفود»‌می‌نامند و در نقاط مختلف‌ جمهوری‌ آذربایجان (بیشتر در گوبا و شماخی و باکو) و داغستان در شهرهای دربند و مهاج قلعه و بویناکسک و برخی نواحی کوهستانی (مانند مناطق کوهستانی مجالس و ممراج و خانژال قلعه) و همچنین در شهر گروزنی زندگی می‌کنند، نیز به زبان تاتی سخن می‌‌گویند (ارانسکی، همان، 315). این گویش که به «تاتی یهودی» نیز معروف است، به اعتقاد یارشاطر (ص 17) از فارسی یا یکی از گویشهای نزدیک به آن اشتقاق یافته است. ارانسکی نیز بر آن است که تاتی در نظام آوایی و دستوری خود به فارسی نزدیک است و تا حدی نیز در نظام آوایی و نحوی تحت تأثیر ترکی آذری قرار دارد (زبانها...، 137). بنابر یک روایت کهن، احتمال می‌رود که این زبان توسط سپاه ساسانیان به قفقاز منتقل شده باشد (لکوک، 489؛ کمبل، II/1619، نیز برای مطالعۀ ویژگیهای دستوری این گروه، نك‍ : 1620).
پس می‌توان گفت که گویشهای تاتی قفقازی به دو شاخۀ عمده تقسیم می‌شوند:
1. تاتی شمالی که یهودیان داغستان (دربند) و منتهیٰ‌الیه شمال شرقی جمهوری آذربایجان (گوبا و وارتاشِن) بدان سخن می‌گویند.
2. تاتی جنوبی که مسلمانان و شماری از مسیحیان شمال شرقی جمهوری آذربایجان (دیویچی، لاخیج، و شبه جزیرۀ آبشوران در شرق باکو) بدان سخن می‌گویند.
از نظر زبان‌شناسی، این دوشاخه از گویشهای تاتی از زبانهای ایرانی جنوب غربی هستند. در این گویشها برخلاف تاتی ایرانی، تمایز جنس دستوی مشاهده نمی‌شود (لکوک، 490).
گویشهای تاتی ایران: گویشهای تاتی ایران به دستۀ زبانهای ایرانی شمال غربی تعلق دارند و در این نواحی بدانها سخن گفته می‌شود: 1. جنوب غربی قزوین، از تاکستان تا اشتهارد؛ 2. خوئین در 60 کیلومتری جنوب غربی زنجان؛ 3. خلخال و طارم؛ 4. هَرزَند و دیزمار؛ 5. شرق و شمال شرق قزوین در کوهپایۀ رودبار و الموت (یار شاطر، 17-18).
یار شاطر این گویشها را به دو دستۀ شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند (همانجا). مهم‌ترین نمونه‌های تاتی شمالی، تاتی کَرینگان، تاتی گَلین قَیه و تاتی هرزنی است؛ و مهم‌ترین گویشهای تاتی جنوبی عبارت‌اند از تاتی بلوک زهرا و تاتی مناطق ابراهیم آباد، سَگزآباد، اشتهارد و تاکستان. ولی اگر بخواهیم دسته‌بندی دقیق‌تری به دست دهیم، می‌توانیم گویشهای تاتی موجود در ایران امروز را در این 5 گروه دسته‌بندی کنیم (نك‍ : لکوک، 490):
1. گویشهای شمال غربی رایج در هرزند و دیزمار (هرزندی و کرینگانی).
2. گویشهای شمال شرقی رایج در خلخال و طارم (شالی، کجلی، هزاررودی و جز آن).
3. گویشهای جنوبی رایج در جنوب قزوین (تاکستانی، چالی، سگزآبادی، اشتهاردی و جز آن).
4. گویشهای جنوب غربی رایج در جنوب غربی زنجان (خوئینی و جز آن).
5. گویشهای جنوب شرقی رایج در شمال شرق قزوین (رودباری، الموتی و جز آن).
از این میان، گویشهای خلخال و طارم نیز خود به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروهی که در آنها تمایز جنس دستوری وجود دارد (مثل کَرَنی، کَرنَقی، لِردی، دیزی، کَجَلی و گَندُمابی در خلخال، و نوکیانی، سیاوَرودی، هَزاررودی، جمال‌آبادی و باکُلوری در طارم علیا) و گروه دیگری که در آنها چنین تمایزی دیده نمی‌شود (مثل اَشکِستانی، سَبویی، دِرَوی، کُلوری، شالی، طَهارُمی، گِیلَوانی و کَهَلی در خلخال، و کَلَسَری، شاوائی و چَرزه‌ای در طارم علیا) (یارشاطر، 17).
چنان که گفته شد، گویشهای تاتی ایرانی به دستۀ زبانهای ایرانی شمال غربی تعلق دارند که شامل خانوادۀ گویشهای مرکزی ایران نیز می‌شود. از این‌رو، تأثیر آنها بر برخی از گویشهای مرکزی (مانند الویری، وفسی و ویدَری) بسیار، و اجتناب‌ناپذیر بوده، و در برخی منابع از این گویشهای مرکزی نیز با عنوان گویشهای تاتی یاد شده است، چنان که استیلو آنها را تا 10 گروه دسته‌بندی کرده است (ص 140-141).
تاریخچه: گفته می‌شود که این گویش، زبان قدیم مردم آذربایجان، و یکی از گویشهای شمال غربی ایران بوده، و «آذری» نامیده می‌شده است. از این زبان جز رسالۀ روحی انارجانی و بعضی اشعار که «فهلویات» نامیده می‌شده است و برخی واژه‌های پراکنده، چیز دیگری در دست نیست. البته گویشهای هرزنی و کرینگانی و گلین قیه‌ای و جز آنها که تا زمان ما باقی مانده است و متعلق به دورۀ معاصرند، از این بحث بیرون‌اند. از زبان قدیم مردم اران و شروان (جمهوری آذربایجان) نیز ظاهراً هیچ نمونه‌ای باقی نمانده است و اگر گویشهای تاتی باقی مانده در این منطقه را دنبالۀ زبان قدیم ارانی و شروانی بدانیم، باید بگوییم که این زبان نیز با زبان قدیم آذربایجان خویشاوندی نزدیکی داشته است. در برخی از منابع نیز از این گویشها با نام «آذری» یاد شده است (لکوک، 489). از سوی دیگر، برخی تاتی و انواع آن را شاخه‌ای از زبان مادی می‌دانند و معتقدند که بقایای زبان مادی هنوز در تاتی به چشم می‌خورد (نك‍ : دیاکونف، 123؛ یارشاطر، همانجا؛ دانشنامه، 1/63، 65).
به لحاظ روابط تاریخی و زبانی، پیوند تاتی با تالشی (و سمنانی) قابل توجه است و شباهتهای جالبی میان آنها دیده می‌شود.
ویژگیهای دستوری: نظر به تنوع گویشهای تاتی، در این بخش بیشتر به تاتی تاکستان و تاتی کلوری می‌پردازیم:
واج‌شناسی: واجهای تاتی تقریباً همان واجهای فارسی هستند، با این تفاوت که مصوتهای پیشین متوسط نیم باز /ε/ و /ö/ را هم می‌توان در این گویشها دید. علاوه بر این، برخلاف فارسی صامتهای /t/ و /d/ نیز در جایگاه دندانی تولید می‌شوند نه لثوی (نك‍ : طاهری، 29).
از ویژگیهای آوایی گویشهای تاتی (به ویژه در قیاس با تالشی)، این نکات قابل توجه‌اند:
1. v آغازی ایرانی باستان و میانه در این گویشها باقی مانده است، مانند ویندن (دیدن)، ویوه (بیوه)، وهار (بهار)، وینه (بینی) و امثال آنها (برای نمونه‌‌های تاتی بلوک زهرا، نك‍ : آل‌احمد، 166).
2. در مقابل d در کلماتی مانند داماد، دانستن و دریدن در گویشهای ایرانی جنوب غربی (از جمله فارسی)، در این گویشها z به کار رفته است: زاما، زانسن و زارنسن در تاتی، و زما، زونسته و زارینه در تالشی.
3. j ایرانی باستان در کلمات زن و زدن در تاتی به صورت z و در تالشی به صورت ž درآمده است.
4. x قدیم در اکثر گویشهای تاتی به صورت h درآمده است (ولی در تاتی کلوری نیست)، حال آنکه در تالشی مشاهده نمی‌شود، مانند کلمات تالشی هندوانه < «xendona» و هرّا (آواز مهیب) < «xarây» (نك‍ : صادقی، 16؛ برای نکاتی دربارۀ نظام آوایی تاتی کلوری، نك‍ : صفوی، 163- 168؛ برای مقایسۀ تغییرات واجی تاتی با فارسی معیار، نك‍ : آل‌احمد، 166-170).
تکیه در ماضی مطلق روی آخرین‌ هجای ستاک فعل قرار می‌گیرد، مانند «âníšt-im» (نشستم) و در ماضی استمراری روی هجای دوم «mešεymε» (می‌رفتم)، اما در ماضی نقلی روی هجای پیش از آخر مانند «âništíndє ». در ماضی بعید دو تکیه وجود دارد که یکی روی هجای آخر صفت مفعولی و دیگری روی هجای اول فعل کمکی «viyan» قرار می‌گیرد، مانند «bexendє vim» (خوانده بودم). ماضی التزامی نیز الگویی مشابه ماضی بعید دارد، مانند «bexendє bim» (خوانده باشم). در افعال مضارع اخباری و التزامی تکیه بر هجای آخر و در فعل امر بر هجای اول است. در دو مقولۀ اسم و صفت، تکیه بر هجای آخر قرار می‌گیرد و در برخی از موارد ممیز معناست، مانند «mâýє» (ماده، مقابل نر) و«԰âyє» (مادر) (برای نمونه‌های دیگر از تاتی تاکستان، نك‍ : طاهری، 32).
صرف:
اسم: در جمع میان عدد و معدود مطابقه وجود ندارد و علامت جمع برای نشان دادن اسامی جمع به صورت پسوند به کلمه افزوده می‌شود، مانند «turon» (دیوانه‌ها) از «tur» (دیوانه) و «berâyon» (برادران) از «berâ» (برادر) در تاتی تاکستانی (همو، 32-33). علامت تأنیث در تاتی، واج /є/ است که البته درمواردی استثنایی در انتهای کلمات مذکر هم می‌آید، مانند «asbє» (سگ)،«tâkenє» (کوزۀ بزرگ) و «xanє» (خانه) (همانجا). آل احمد (ص 173) این علامت را به صورت /a/ آورده است: «gowa» (گاو ماده) در مقابل «gow» (گاو نر).
اسم فاعل در تاتی با افزودن پسوند âr- به آخر مادۀ مضارع ساخته می‌شود، مانند «dojâr» (دوزنده)، «vrijâr» (دونده) و «vâjâr» (گوینده) (برخلاف تالشی که در آن افزایش پیشوند -a به مادۀ مضارع چنین ساختی را ایجاد می‌کند).
فعل: فعل در زمانهای ماضی دارای 4 دسته شناسه است، مانند این نمونه‌ها از تاتی کلوری:
ماضی مطلق:
«bedote-mân»(دوختیم)،«bedote-rân»(دوختید)،«bedote-šân» (دوختند).
ماضی استمراری:
«doj imân» (می‌دوختیم)، «doj-irân» (می‌دوختید)، «doj-ind» (می‌دوختند).
ماضی نقلی:
«dote-mânē» (دوخته‌ایم)، «dote-rânē» (دوخته‌اید)، «dote-šânē» (دوخته‌اند).
صورت مجهول ماضی مطلق:
«bedojisimânē» (دوخته شدیم)، «bedojisirânē» (دوخته شدید)، «bedojisindē» (دوخته شدند).
در حالی که شناسه‌های فعل مضارع چنین تنوعی ندارند، مانند «zanem» (می‌زنیم)، «zana» (می‌زنید)، «zanend» (می‌زنند).
در تاتی 4 پیشوند فعلی وجود دارد که ظاهراً بیشتر افعال می‌توانند با آنها به کار روند و بر معانی تازه دلالت کنند، مانند «pidotan» (فرادوختن، دوختن به بالا)، «idotan» (فرو دوختن، دوختن به سطح)، «âdotan» (بردوختن، تکه چسباندن) و «dadotan» (به هم دوختن، دوختن به پهلو» (صادقی، 17).
نحو:
در تاتی مضافٌ‌الیه پیش از مضاف و صفت پیش از موصوف می‌آید، مانند نمونه‌های تاکستانی: «hasane-raz» (باغ حسن)، «taqi-šâbon» (تقی شعبان = شعبان پسر تقی)، «mamude-fer» (پسر محمود).
علامت حالت اضافی -e است و هنگامی که مضافٌ‌الیه به یک همخوان (صامت) ختم شده باشد، ظاهر می‌شود:
«xar-e-jel» (پالان خر)، «pört-e-sar» (سر پل)، «esmâl-e-tєtє» (دختر اسماعیل). این قانون دربارۀ ضمایر تاتی هم صادق است (برای نمونه‌‌های ابراهیم‌‌آبادی و سگزآبادی، نك‍ : آل احمد، 172).
دیگر حالتهای این گویش با حروف اضافه نمایانده می‌شوند. در این گویش عملکرد پس اضافه‌ها بیشتر از پیش اضافه‌ها است.
برخی از پس اضافه‌ها:
dε و xo به معنی «از»، مانند «roxonє dε vuyє mâyє» (از رودخانه آب می‌آید) و«čomâ xo čiyon moqo» (از ما چه می‌خواهید؟).
râ به معنی «به» و «برای»، مانند «mârem râ mâjem» (به مادرم می‌گویم) و «ferâreš râ zєyniyâšon agerdi» (برای پسرش زن گرفته‌اند).
biبه معنی «با»، مانند «berârem bi bišindє raz» (با برادرم به باغ رفتند).
dєبه معنی «در»، مانند «kiyє dє keye» (در خانه کیست؟).
چنان‌که گفته شد، در تاتی صفت نیز چون مضافٌ‌الیه پیش از موصوف قرار می‌گیرد. گروه وصفی (صفت و موصوف) تابع شرایط زیر است:
1. هرگاه صفت به یک صامت ختم شده باشد، به جای کسرۀ اضافه، تکواژ/є/ ظاهر می‌گردد، مانند «sörxє-asifє» (سیب سرخ)، «xorє mardak» (مرد خوب)، «qašang-є titiyє» )دختر قشنگ).
2. هنگامی که صفت به مصوتهای /i/ یا /u/ ختم شده باشد، بین نشانۀ /є/ و مصوت پایانی صفت، صامت میانجی y ظاهر می‌شود، مانند «isib-y-є-šєy» (پیراهن‌سفید)، «nu-y-є-jurab» (جوراب نو).
3. هنگامی که صفت به مصوتهای /â/ یا /o/ ختم شده باشد، بدون هیچ نشانه‌ای پیش از موصوف قرار می‌گیرد، مانند «siyâ-tölpe» (ترب سیاه)، «ko-serfє» (سفرۀ آبی) (طاهری، 34-36).
به لحاظ نحوی، تاتی گویشی «ارگتیو» با ویژگی «ارگتیو گسسته» است. به این معنی که در این گویش، ضمایر متصل در نقش فاعلی، هنگامی در نقش فاعل به کار می‌روند که زمان فعل، گذشته باشد. در ضمن اگر فعل ماضی متعدی باشد، ضمایر متصل به مفعول می‌پیوندند. مثال از تاتی تاکستانی:
«gandem-em-bekerd» (گندم را کاشتم).
«bezon-eson-bidust» (بزها را دوشیدند).
و اگر فعل لازم باشد، این ضمایر حکم شناسه را دارند و به فعل می‌پیوندند:
«ama axot imon» (ما خوابیدیم).
نیز در صورت مرکب بودن فعل لازم، ضمایر فاعلی به جزء غیرصرفی فعل متصل می‌شوند: «ama vaze mon boxa» (ما فریب خوردیم).
مثال از تاتی اشتهاردی ( ایرانیکا، VIII/556):
«ħasan-e fur-eš beza» (حسن پسرش را زد).
«ħasan-e etia-š bezia» (حسن دخترش را زد).
«ħasan-e azakehā bazandi» (حسن بچه‌ها را زد).
و مثال از صرف فعل مرکب ماضی در تاتی بلوک زهرا (آل احمد، 171):
«lia-m bezi» (اردنگی زدم)، «lia-i bezi» (اردنگی زدی)، «lia-š bezi» (اردنگی زد)، «lia-mun bezi» (اردنگی زدیم)، «lia-(?) bezi» (اردنگی زدید)، «lia-šun bezi» (اردنگی زدند).
وضع کنونی گویش: تاتی از زبانهایی است که به شدت در خطر انقراض قرار دارد، چنان که در شبه جزیرۀ آبشوران (به ویژه در پیرشاگی و مردکان و بیلگا) در حدود سال 1920م فقط سالخوردگان زبان تاتی را به یاد داشتند و در نقاط دیگر (مثل سوراخانی) فقط در زندگی خصوصی خانوادگی از زبان تاتی استفاده می‌شده است (ارانسکی، زبانها، 316). در ایران نیز
گویشهای تاتی آذربایجان به سرعت در حال نابودی‌ است و در نسلهای جدید تات‌زبان به تدریج ترکی، به عنوان زبان اول جانشین آن می‌شود.
سوابق پژوهش دربارۀ تاتی: احتمالاً نخستین‌بار محمد قزوینی و احمد کسروی باب بحث و تحقیق دربارۀ تاتی (جنوبی) و گویشهای آن را گشوده‌اند. کسروی تصریح کرده است که در مناطقی از آذربایجان مانند گلین‌قیه و زنوز و خلخال و مانند آنها، «زبان باستان» باقی مانده است و هنوز به آن سخن گفته می‌شود و نمونه‌هایی از آنها را هم آورده است (ص 363-366). قزوینی هم در یادداشتهای خود، از هرزند یاد می‌کند و جمله‌ای از گویش آنجا را به عنوان مثال می‌آورد (1/3)؛ ولی نخستین کسی که به تحقیق علمی، زبان‌شناختی و نوین گویشهای تاتی همت گماشته است، بی‌گمان احسان یارشاطر است که به تشویق استادش و.ب. هنینگ، گویشهای تاتی جنوبی را شناسایی، و وصف کرده است. مجموعاً می‌توان تمامی منابعی را که درمورد «آذری» یا زبانهای پیشین آذربایجان وجود دارد، از منابع مطالعۀ گویشهای مختلف تاتی دانست.

مآخذ: آل احمد، جلال، تات نشینهای بلوک زهرا، تهران، 1353ش؛ ارانسکی، ی.م.، زبانهای ایرانی، ترجمۀ علی‌اشرف صادقی، تهران، 1378ش؛ همو، مقدمۀ فقه اللغۀ ایرانی، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، 1358ش؛ پرمون، یدالله، «گوناگونیهای زبانی در اجتماع مراغیهای رودبار و الموت»، نامۀ پژوهشگاه میراث فرهنگی، تهران، 1382ش، شم‍ 2؛ پورمحمدی املشی، نصرالله، «بررسی تاریخی معنا و کاربرد واژۀ تات»، مجموعۀ مقالات نخستین همایش ملی ایران‌شناسی، تهران، 1383ش، ج 1؛ دانشنامه؛ دایرة المعارف فارسی؛ دیاکونف، ا.م.، تاریخ ماد، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، 1345ش؛ صادقی، علی‌اشرف، نگاهی به گویش‌نامه‌های ایرانی، تهران، 1379ش؛ صفوی، کورش، «نکاتی دربارۀ نظام آوایی تاتی کلوری»، گفتارهایی در زبان‌شناسی، تهران، 1380ش؛ طاهری، عباس، «گویش تاتی تاکستان»، مجلۀ زبان‌شناسی، تهران، 1371ش/1992م، ج 9، شم‍ 1؛ قزوینی، محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1363ش؛ کسروی، احمد، کاروند، به کوشش یحییٰ ذکاء ، تهران، 1352ش؛ لغت‌نامۀ دهخدا؛ لکوک، پیر، «گویشهای کرانۀ دریای خزر»، راهنمای زبانهای ایرانی، ترجمۀ حسن رضایی باغ‌بیدی ودیگران، تهران، 1382-1383ش؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، 1371ش؛ مقدم، محمد، گویشهای وفس و آشتیان و تفرش، تهران، 1338ش؛ نیز:

Campbell, G.L., Compendium of the World's Languages, London, 1991; Iranica;: Stilo, D.L., »The Tati Language Group in the Sociolinguistic Context of Northwestern Iran and Transcaucasia«, Iranian Studies, 1981, vol. XIV; Yarshater, E., A Grammar of Southern Tati Dialects, Paris, 1969

authorنوشته:علی date تاریخ:شنبه 25 دی1389 | comment


linkdooni جدیدترین مطالب
entry لینک دوستان
CopyRight © 2006 - 2008 , alishal.BlogFa.com - Persian Mobile Portal , All Rights Reserved
Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | Email | Valid CSS3 | Blog Fa
Powered By BlogFa | Designed By elima.sub.ir

مرجع موبایل فارسی زبانان

ParsViva

قالب وبلاگ

Free Template Blog